Friday, December 7, 2012

هشداری به علیرضا نوری زاده درباره تبلیغ برای خود گردانی




جناب نوری زاده چند گاهی است که شما تبلیغات گسترده ای را آغاز نموده اید تا طرح خودگردانی استانها را در اندیشه ایرانیان جا بیاندازید. در این راه مرتب تبلیغ می کنید که آقای مصطفی هجری، خالد عزیزی، و عبد الله مهتدی عاشق ایران هستند و جانشان ایران است. آقای مصطفی هجری در نوشته ای به زبان کردی گفته های شما را رد کرد ، شما در یکی از برنامه هایتان گفتید هنوز آن نوشته را نخوانده اید ممکن است خواهش کنیم آن را بخوانید و صادقانه و شفاف در برنامه روزانه خود آن را با ایرانیان در میان بگذارید ؟
شما همچنین در یکی از برنامه هایتان فرمودید پیش نویس قانون فدرال آینده ایران را با جمعی از دوستان تهیه کردید و  کوشیدید آن را به امضا اوپوزیسیون خارج کشور برسانید اما توفیقی نیافتید.  پرسش اینجاست که چه کسی به شما و دوستانتان پروانه داده در غیاب مردم ایران نوع نظام آینده  را مشخص کنید ؟ همواره گفته اید که تنها ژورنالیست و شاعر و نویسنده هستید و سیاستمدار نیستید ! آیا کار یک ژورنالیست تهیه پیش نویس قانون اساسی است ؟

چند روز پیش در یکی از برنامه هایتان با شاهزاده رضا پهلوی گفتگو داشتید و چند بار با رندی ژورنالیستی کوشیدید  از زبان ایشان واژه ای در تایید نظام خودگردانی بگیرید که خوشبختانه ایشان در دام آن نیفتاد. اما پس از آن مرتب با استفاده از آن گفتگو زیرکانه برای نظام خودگردانی و مدرسه به زبان مادری تبلیغ می کنید. بدیهی است که در ایران آینده هر کسی حق دارد زبان مادری خود را بیاموزد اما پایه آموزش و پرورش ایران بر زبان ملی ایرانیان است و بهترین شیوه ارائه زبان محلی به گونه دروس اختیاری است. جناب نوری زاده اگر منظور شما از خودگردانی این افتضاحی است که در عراق شاهد آن هستیم، هرگز! گر چه دولت مالکی دولت مطلوبی نیست اما این قضیه بهیچ وجه شاخ شانه کشیدن های مسعود بارزانی و خودسری های او را توجیه نمی کند و استدلال های شما  برای تبرئه وی درست نمی باشد.

کسانی که شما به عنوان عاشقان ایران ازشان یاد می کنید در گذشته ای نزدیک بیانه ای مشترک بیرون داند ( حزب دموکرات و کومله) که بوی تجزیه طلبی می داد . ممکن است بگویید چرا آن را برای بینندگان خود نخواندید ؟ شوربختانه آقای مهتدی نیز که چند سالی روش معقولانه تری نسبت به سایرین داشت با این بیانه تمام رشته ها را از نو پنبه کرد. آقای خالد عزیزی نیز مرتب در جلسات تجزیه طلبی شرکت می کند . اینکه شخصی یا گروهی تنها به زبان بگویند ما تجزیه طلب نیستیم کافی نیست. این گروه ها همواره در سخنان خود از واژه جعلی " ملیت ها" استفاده می کنند، از پرچم ایران مانند جن و بسم الله می گریزند و در جلسات خود از پرچم های من درآوردی استفاده می کنند . آیا عاشقان ایران باید رویکردشان بدین گونه باشد ؟ چگونه این کنش ها را توجیه می کنید ؟ چرا می خواهید موجب فریب افکار عمومی شوید ؟

در آینده ایران،  سیستمی شبیه انجمن های ایالتی و ولایتی و اختیار در هزینه بودجه های داخلی استانها  و عدم تمرکز صنعتی و دانشگاهی می تواند مفید باشد. وارونه آنچه تبلیغ می شود در ایران هیچگاه نظام فدرالی وجود نداشته است. نظام ساتراپی که شاهنشاه داریوش بزرگ  بنیانگذار آن بوده است، فدرال نبوده است و پادگانهای نظامی درهر ساتراپی کاملا جدا از حاکم محلی و زیر نظر مستقیم دولت مرکزی اداره می شده است و ساتراپ ها تنها حق داشتن تعدادی محافظ ارگ و اسکورت را داشته اند و می توانستند به نام پادشاه ایران سکه نقره ضرب کنند، اما حق ضرب سکه  طلا نداشتند.

فدرالیسم قومی و قوم گرایی همانند مذهب گرایی در امر سیاست چیزی عقب مانده است و دموکراسی به بار نمی آورد.  نگاهی به شوروی سابق بیاندازید ، عراقی که اکنون در آستانه جنگ داخلی است را  ببینید ، جمهوری فدراتیو روسیه را ببینید. کدام یک خوشبخت شدند ؟

با سپاس.

پاینده ایرانی یکپارچه ، آزاد و آباد.

Thursday, December 6, 2012

بکار بردن واژه جعلی "خلیج ع.ر.ب.ی" توسط کنفدراسیون دانشجویی مخالف شاه



متن: حمله شاه به کنفدراسیون، کوششی در راه سرپوشی تجاوز نظامی ایران به 

ظفار و خلیج ع.ر.ب.ی 


سندی دیگی از میهن فروشی کنفدراسیون دانشجویی  که همواره متهم به گرفتن پول از کشورهای عربی و کمپانی های نفتی برای مخالفت با رژیم پهلوی بودند. دستکم بکار بردن واژه جعلی برای خلیج همیشگی پارس خود سندی از روابط پنهان آنها با کشورهای عربی است.  




از راست به چپ: مهدی خانبابا تهرانی و منوچهر ثابتیان دو تن از سران کنفدراسیون دانشجویی که ۶۰ سال است با پنهان شدن پشت نام ۲۸ مرداد میهن فروشی می کنند 




Sunday, December 2, 2012

نتیجه گیری منطقی از سخنان تمساح یزدی علیه میهن دوستی





تمساح یزدی : تلاش در راه حفظ وطن چیز کوچکی است که در بین حیوانات نیز مشاهده می‌شود.
نتیجه گیری منطقی:  آخوندها تلاششان در زندگی از حیوانات کمتر است.

تمساح یزدی: نعمتی که از سوی امام حسین(ع) به انسان‌ها رسیده است تا روز قیامت توسط شخص دیگری نخواهیم دید.
نتیجه گیری منطقی: بزرگترین نعمتی  که به انسانها رسیده است قیمه پلو نذری عاشورا است .

تمساح یزدی:  بین فرهنگ اسلام و فرهنگ های دیگر تفاوت‌های بسیاری وجود دارد که ارزش‌های اسلامی انسان را پرواز می‌دهد.
نتیجه گیری منطقی: هواپیمایی بویینگ دارای فرهنگ اسلامی است.

تمساح یزدی:  در تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام، در مواردی معدود همانند دفاع مقدس به چشم می‌خورد که زمینه‌ای فراهم شد تا عده‌ای در مسیر حسین بن علی(ع) جان خود را نثار کنند.
نتیجه گیری منطقی:  خدا را شکر که  موارد زیادی  در این ۱۴۰۰ سال زمینه فراهم  نشد وگرنه  تا به حال نسل ایرانیان منقرض شده بود.

تمساح یزدی: شهدا به خاطر ادامه هدف و مسیر امام حسین(ع) به شهادت رسیدند که هر کسی این مسیر آنها را ادامه دهد در واقع در راه شکر گزاری عملی آنها قدم برداشته است.
نتیجه گیری منطقی:  آخوندها به قدم نهادن  در راه شکر گزاری عملی هیچ علاقه ای ندارند.

تمساح یزدی: اگر اهداف شهدا را زیر و رو کنیم و به جای ارزش‌های اسلامی، ملیت و آب و خاک را مطرح کنیم شهدا ما را نفرین خواهند کرد.
نتیجه گیری منطقی:  دستاورد رژیم اسلامی برای ایرانیان این بوده است که هر چه از حکومت ننگین  شما می گذرد شهدا بیشتر ما را نفرین خواهند کرد .



Friday, November 30, 2012

سند پشتیبانی بنی صدر از اعدامهای فله ای اول انقلاب از روزنامه خودش




بزرگی معنویت امام خمینی و روحانیت از دیدگاه ابوالحسن بنی صدر :

"شما که آن همه درباره اعدام ها در ایران سر و صدا راه انداخته اید خود شما پس از جنگ جهانی دوم بنا به اسنادی که سفیر ما در پاریس فراهم آورده است،  ۱۰۵ هزار نفر را  بدون محاکمه به عنوان همکاری با دشمن اعدام کرده اید . یک میلیون نفر را خودسرانه توقیف و زندانی کرده اید. در ایران پس از ۵۵ سال تحمل سیاهکار ترین رژیم ها به قول شما ۴۰۰ نفر اعدام شده اند. این دو رقم را با هم مقایسه کنید تا بزرگی معنویت امام خمینی و روحانیت را اندریابید. "

البته این روزنامه مربوط به آبان ۵۸ است و تا پایان گریختن بنی صدر از ایران در سال ۶۰ مرتب به بزرگی معنوی امام خمینی و روحانیت بویژه خلخالی افزوده شد و این بزرگی های معنوی روحانیت همچنان پس از ۳۴ سال ادامه دارد.




Thursday, November 29, 2012

چرا رحیم مشایی بهترین گزینه رییس جمهوری است ؟




اسفندیار رحیم مشایی با وجود ظاهر خل و چلش چند حرف حساب زده که آدم را وسوسه  میکنه برای ریاست  جمهوری  بهش رای بده ! 

یکی اینکه رحیم مشایی گفته حضرت نوح مدیریتش خوب نبوده وگرنه می تونست مردم را خدا پرست بکنه، نه اینکه کارش را بلد نباشه فقط بره یه کشتی بسازه خودش و خانواده اش با چند تا مرغ و خروس و گاه و گوسفند بپرند توش ، بقیه ملت را هم غرق کنه ! اسفندیار جان خدا پدرت را بیامرزه . حرف حساب که جواب نداره !

دیگه اینکه رحیم مشایی گفته دوره اسلام گرایی به پایان رسیده مانند اسب سواری که دوره اش تمام شده ! یعنی اسب هست سوار کار هم هست اما دیگه دوره اسب سواری نیست . اسفندیار جان واقعن گل گفتی !

جایی دیگه رحیم مشایی گفته ما با ملت اسرائیل مشکلی نداریم. خب راست گفته دیگه 

اسفندیار چند ویژگی دیگه هم داره : یکی اینکه دست کم اسمش ایرانی هست و قربانعلی و اکبر و سید علی نیست .  همچنین هروقت ببینیمش یاد مستر بین می افتیم  خوشحال می شیم . دیگه اینکه جلسات قرآن خوانی  که دایر می کنه چند تا دختر خوش بر و رو قرآن را میزارند روی سینه عین کیک تولد با رقص و آواز و دف و نی میارند تو صحنه. فکرش را بکنید اگه بشه رییس جمهور کلوپ های شبانه قرآئت قرآن با آهنگ تکنو همه جا مد میشه ! برای ما هم چه فرقی می کنه خواننده داره " لقد لقد " و " قتلو قتلو " می کنه یا اینکه داره می گه عزیزم ، دوستت دارم و اینچیزا ...و آخر اینکه رحیم مشایی قابل پیشبینی نیست یکباره دیدی اومد اعلام انحلال جمهوری اسلامی کرد  یا یکباره گفت امام زمان  مدیریتش تا حالا خوب نبوده پس دیگه بدرد ما نمی خوره و همه راحت شدیم ...

مطهری جان " تک رای" ما کو ؟



علی مطهری شخصیتی است که در یک خانواده ملی-میهنی و ایران دوست پرورش یافته است.  پدرش مرتضی مطهری   بسیار به فرهنگ ایران بویژه به شاهنامه و مراسم چهار شنبه سوری علاقه داشت. درباره عدالت خواهی  و دفاع خودش از حقوق زنان همین جمله بس که به احمدی نژاد اعتراض کرد که چرا جلوی زنان بی حجاب را درست و حسابی نمی گیرد. چندی پیش عده ای از عزیزان به پیشوایی مهدی خزعلی برایش تبلیغ کردند تا او را با یک "تک رای" به مجلس بفرستند و از حقوق پایمال شده ما ملت دفاع کند . حضرت آقا به مجلس رفت و گفت باید احمدی نژاد را به مسجد ( بخشید به مجلس) بکشانیم و درباره گرانی ها بپرسیم . ناگهان خامنه ای دستور داد:  دیگر پس است . علی مطهری هم گفت: آقا راست میگه حکم حکومتی داده . مطهری جان دست کم حرمت مهدی خزعلی را نگه می داشتی ناسلامتی بابای هر دو شما همکار بودند. خزعلی ۱۵ روز اعتصاب غذای خشک کرد شاید اون هم به دستور رهبر دوباره غذا خورده، فعلا نمی دونیم. اما خودت را برای انتخابات رییس جمهوری آماده کن عزیز . جماعتی که در انتخابات مجلس برات تبلیغ می کردند آنقدر رویشان زیاد هست که در انتخابات رییس جمهوری هم برات تبلیغ کنند. گروهی  از ما ملت هم که به قول ایرج میرزا مانند عفت الملوک پاکدامن عادت داریم هر روز بریم سر کوچه گول بخوریم. برایت آرزوی موفقیت داریم . منتظر "تک رای"  بعدی ما در انتخابات رییس جمهوری باش!

Saturday, November 24, 2012

پروفسور ساموئل رهبر پزشک و دانشمند ایرانی و کاشف هموگلوبین گلیکوزیله در سن ۸۳ سالگی در گذشت





پروفسور ساموئل رهبر در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۰۸ خورشیدی (۱۲ می‌۱۹۲۹ میلادی) در خانواده‌ای یهودی در شهر همدان به دنیا آمد.

ساموئل رهبر دورهٔ عمومی پزشکی خود را در سال ۱۹۵۳ در دانشگاه تهران به پایان رساند و در سال ۱۹۶۳ دکترای تخصصی ایمنی‌شناسی را از همین دانشگاه دریافت کرد. پروفسور رهبر از سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۰ در شهرهای آبادان و تهران به فعالیت‌های پزشکی بالینی پرداخت، اما ساموئل رهبر از ۱۹۶۸ تا ۱۹۶۹ به عنوان فرصت مطالعاتی در کالج پزشکی آلبرت انیشتین در نیویورک به فعالیت‌های پژوهشی مشغول شد.  او پس از بازگشت به تهران در سال ۱۹۷۰ درجهٔ استاد تمام (پروفسوری) را دریافت کرد و به عنوان مدیر بخش زیست‌شناسی کاربردی دانشگاه علوم پزشکی تهران به فعالیت‌های خود ادامه داد.  او یازده هموگلوبین جدید را کشف کرده است . اما کشف هموگلوبین گلیکوزیله (HbA۱c) به سال ۱۹۶۷ برابر با ۱۳۴۶ در دانشگاه تهران،  مهم‌ترین دستاورد پژوهشی او به شمار می‌آید که نام او  و ایران را در جهان پرآوازه کرده‌است.  كشف پروفسور رهبر، يعني افزايش مقدار هموگلوبين گليكوزيله (HbA1c) در افراد ديابتي، امروزه چراغ راه ميليون‌ها پزشك و بيمار ديابتي است.و مهمترین شاخص کنترل قند خون و بررسی وضعیت قند خون بیمار در ۱۲۰ روز گذشته است.

پروفسور رهبر پس از انقلاب به آمریکا رفت و در بخش هماتولوژی و پیوند مغز استخوان شهر هوپ در ایالت کالیفرنیا به عنوان همکار پژوهشی مشغول فعالیت شد و از سال ۱۹۷۹ مدیرت آزمایشگاه پژوهشی هموگلوبین را برعهده گرفت. این دانشمند ایرانی در آبان ماه ۱۳۹۱ مانند بسیاری از فرهیختگان رانده شده از وطن در غربت درگذشت . تسلیت ویژه ای خدمت خانواده محترم  ایشان دارم و آرزومندم روزی در ایرانی آزاد یک دانشکده یا مکان علمی به یاد این دانشمند فرهیخته نامگذاری شود . یادش گرامی و روانش شاد.