Thursday, October 31, 2013

خبر غیر رسمی مرگ خامنه ای




منابع غیر رسمی خبر می دهند که خامنه ای روز گذشته مرده است. ظاهرن دلیل مرگ خامنه ای آلوده شدن به ویروس «استاکس نت» بوده که بوسیله جاسوسان اسراییل و امریکا به آن مبتلا شده است. همچنین گفته می شود که تلاش پزشکان بی نتیجه بوده و حال آقا در ساعت های پایانی بسیار بد بوده بگونه ای که مرتب ری استارت می شده و روی کلمه دددددددشمن گیر کرده بوده است. در پایان هارد ایشان که ساخت فلسطین بوده سوخته و ریق رحمت را سر کشیده است. 

Tuesday, October 29, 2013

سرباز پاسگاه مرزی چه حالی دارد - به مناسبت جانباختگان پاسگاه سراوان


از هنگامی که خبر جان باختن هم میهنانمان در پاسگاه صفر مرزی سروان را شنیدم یاد خاطرات دوران سربازی و پاسگاه افتادم. پاسگاه مرزی آخر دنیاست. یک ساختمان معمولن با دو برجک و سیم خاردار به دور آن در برهوت بیابان. خودت هستی با چند جوان ١٨-١٩ ساله هم سن و سال خودت و دو سه درجه دار رده پایین کادر که یکی از آنها فرمانده پاسگاه است. هر ٤٨ ساعت یک بار برای ٢٤ ساعت نوبت نگهبانی داری . شب های نگهبانی در برجک پاسگاه همه جا ساکت است تنها زوزه باد با تو حرف می زند. نگاهی به دور دست ها داری و رویاهای جوانی. با خودت فکر می کنی چقدر از سربازیت مانده است. گاهی خودکاری از جیب بیرون می آوری و روی دیوار برج تاریخ می زنی. روزهای دیگر خودت را مشغول نگه می داری. پوتین را واکس می زنی، رخت ها یت را می شویی. با دوستانت از دبیرستان و شهر و دیارت خاطره تعریف می کنی. خلاصه می خواهی هر جور شده وقت بگذرانی تا نوبت مرخصی برسد. از منطقه هر ١-٢ هفته آب و جیره خشک و تر غذایی می آورند. یخچال بزرگی که شبیه سردخانه های سوپر مارکت هاست پر از گوشت و چیز های فاسد شدنی است که از آن خوراک پخته می شود. برای هر ماه ٢ روز و نصفی مرخصی ها را جمع می کنی تا همه را سر هم بزنی و با مرخصی تو راهی و یک هفته ارفاق زیر سیبیلی سرکار استوار یک ماه به خانه بروی. تنها وسیله ارتباطی با دنیا رادیو بی سیم پاسگاه است. وقتی خدمت سربازی تمام شد وسایلت را می پیچی و با دوستانت رو بوسی می کنی و به آنها دلداری می دهی که چشم به هم بزنی تمام شده است.

حال تصور کنید در یکی از این روزها یک عده تروریست آدم کش جیش العدل به نام خالد بن ولید یکی از سرداران اسلام، بیایند و تو را به نام اسلام بکشند. تنها برای اینکه به خیال خود جنگ سوریه را به مرزهای ایران بکشانند. اصلن نمی دانی خالد بن ولید کیست. خالد همان کسی است که سر ٧٠ هزار تن از نیاکان تو را در کنار رودی بریده است که در تاریخ به رود خون «نهرالدم»  معروف شده است. خالد همان کسی است که میهمان دوست خود بوده است و سر میزبان را بریده و در تنور آتش انداخته و به زنش تجاوز کرده است.  خدایا چه نام های نفرت انگیزی «جیش العدل» , «جند الله» , «حزب الله» , «النصره» و «جیش البدر». حتا با شنیدن نام ها ناخود آگاه آدم یاد کشتار و سر بریدن و انتحاری می افتد. پروردگارا آیا اینها واقعن لشکریان تو هستند؟

هم میهنان ما آنها که سنی هستند شافعی و حنفی هستند و مسالمت جو و هیچ نسبتی با تروریست های سر بر و قلب خوار القائده و جیش العدل ندارند. شیعیان ایران نیز هیچ نسبتی با سیستم جنایتکار ولی فقیه ندارند. ملت ایران هزاران سال همه در کنار هم دوستانه بدون نفرت مذهبی زیسته اند. هر گاه نیز ستمی شده از جانب حکومت ها بوده است و ریشه ای در میان اکثریت مردم ایران ندارد.

به یاد ١٤ هم میهنی که نو شکفته پرپر شدند و همچنین ١٦ زندانی سیاسی که به گونه ای شتاب زده بدون حق داشتن وکیل و محاکمه ای عادلانه اعدام شدند.







Monday, October 28, 2013

سخنی با حضرت اباصالح زندانی خز ولایت

از راست به چپ به ترتیب : صالح خزعلی، مهدی خزعلی (اباصالح)، اکبر رفسنجانی (ابا فائزه)

حدود ٣ هفته پیش در فضای رسانه ای هیاهو به پا شد که حضرت اباصالح جناب مهدی خزعلی به ٦ سال زندان محکوم شده است و چه درودها که به این مبارز راه آزادی فرستاده شد. اما با کمال شگفتی دیدیم که ایشان مانند نگارنده پشت کامپیوتر مشغول وبلاگ نویسی است. نخست با خود اندیشیدم که لابد مهدی خزعلی در کتابخانه زندان اوین با اینترنت پر سرعت مشغول مبارزه با رژیم است، اما با نگاه دقیق‌تر به وبلاگ ایشان متوجه شدم که جلسات سرای اهل قلم بر گزار می‌کند و دیداری نیز با مصطفی بادکوبه‌ای داشته است و در آن دیدار به این نتیجه رسیده‌اند که بابا سرود «یار دبستانی» کیلویی چند. اصلن ولش کن و از دبستان برو دانشگاه.

خب جناب خزعلی عزیز لابد به احترام عید غدیر به زندان نرفته ای! همان عیدی که همیشه پدر گرامیتان به پا منبری‌هایش می‌گوید: کسانی که عیدشان غدیر است و نه نوروز، یک صلوات بلند محمدی بفرستند! چند روز دیگر هم ماه های محرم و صفر آغاز می‌شود و باید برای سیدالشهدا خاک تو سر کنی و برای اینکه از ثواب عقب نمانی لازم نیست به زندان بروی و پس از آن دهه فاطمیه و رمضان و سپس موسم حج و غدیری دیگر!

راستی مگر سرای اهل قلم پلمپ نشده بود؟ یادم هست فرمودید همه اعضای آن دستگیر شده‌اند. آیا جلسه با همان اعضای قدیمی برگزار می‌شود یا اینکه عضو گیری جدید کرده‌اید؟ هنوز هم پیش از برگزاری جلسات به وزارت اطلاعات پیامک می‌زنید یا نه؟

البته ما خوشحالیم که شما زندان نرفته‌اید و پس از ٥ ماه اعتصاب غذای تر و خشک و آب ماهیچه تقویتی حاجیه خانم، تندرست و با روحیه ای خیبری در صف نخست آزادی خواهان جانفشانی می‌کنید.

Friday, October 25, 2013

رفسنجانی : امام خمینی با گاز گرفتن دست مخالف بود



در پی گاز گرفتن دست دختران میر حسین موسوی، رفسنجانی در محکومیت این عمل خاطره ای از امام خمینی بیان کرد:

هاشمی رفسنجانی : روزی با شهید لاجوردی در محضر امام بودیم. شهید لاجوردی گفت: دیشب چند دختر باکره در زندان اوین که قرار بود اعدام شوند را به عقد برادران پاسدار در آوردیم تا پس از رفع بکارت اعدام شوند. یکی از دختران مقاومت شدید می کرد و چنگ به صورت برادری که با او محرم شده بود انداخت. آن برادر هم دستش را گاز گرفت. امام در حالی که پارچه بنفشی روی پاهایش بود و به رادیو های خارجی گوش می کرد و از شعار مرگ بر امریکا نیز آزرده خاطر بودند، فرمود : لکن گاز گرفتن دست در اسلام حرام است چون عادت سگان می باشد و سگ در اسلام نجس است. از این پس دختران را دست بسته تحویل برادران دهید تا دیگر شاهد فعل حرام در زندان های عدل اسلامی نباشیم. به آن برادر نیز بگویید دیه گاز گرفتن دست آن دختر اعدامی را به خانواده اش بپردازد.

امام خمینی واقعن روحیه ای لطیف داشت و حاضر به پایمال شدن حق کسی حتا یک زندانی اعدامی و محارب با خدا  نبود.

این سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی مورد تایید مرکز نشر آثار امام قرار گرفته است؛ و من الله توفیق عمل...



Thursday, October 24, 2013

فرهنگ واپسگرای غدیرخم و رفتار با دختران میرحسین موسوی



در خبرهای آمده است که هتک حرمت دختران میر حسین در عید غدیرخم. در جای دیگری مهدی خزعلی در اعتراض به رفتار خشن بازجویان با دختران میر حسین موسوی در سایتش آورده است : «علی جان؛ زهرای تو را در غدیر سیلی نزدند، اما زهرای ما را در غدیر سیلی زدند».

می خواستم رک و راست به شما اسلام گرایان واپسگرا بگویم کشور ما ملک طایفه قریش نیست. همین ایدولوژی غدیر خم است که پدر کشور اهورایی ما را در آورده است. ما ایرانی هستیم. عید ما نوروز است. ما ولایت فقیه و ادامه راه ائمه اطهار و امام غیب شده در ته چاه را نمی خواهیم. می خواهد این ولی وقیح خامنه ای یا منتظری یا هر لاستیک به سر دیگری باشد. غدیر خم برای ما روز خاصی نیست. شما کشور ما را اشغال کرده اید. ما ملتی مدرن هستیم که می خواهیم با معیارهای امروزی زندگی کنیم. ما دنبال یک قانون اساسی مدرن هستیم که زیر چتر آن زندگی کنیم نه به دنبال یک آدم افسانه ای مانند علی که نان جو بخورد و با کشکول شبانه نان به در خانه مان بیاورد. هر چه زودتر زحمت را کم کنید. تاریخ مصرفتان دیر زمانی است که گذشته است. این ادبیات عقب مانده و تهوع آور «سید و سادات» و «هتک حرمت» و «عزیز زهرا» و کربلایی و غدیر خمی را بردارید و با خودتان به بیابان های حجاز ببرید.

Wednesday, October 23, 2013

مازوخیسم امیر انتظام به محمدی گیلانی - درس آزادگی یا تشویق جنایت؟




در خبرها آمده است که عباس امیر انتظام به ملاقات محمد محمدی گیلانی شخصی که در ماههای نخست انقلاب او را محکوم به زندان ابد کرده، رفته است. در میان آن همه به به و چه چه زدن ها و سکوت ها که درواقع یادآوری همان ضرب المثل مغلطه آمیز است که : «خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو» ، نگارنده تصمیم گرفتم حرفم را بزنم.

محمدی گیلانی یک آخوند جنایتکار است. او در مقام ریاست دادگاه های انقلاب افراد زیادی را در یک محاکمه چند دقیقه ای به جوخه های اعدام سپرده است. او حتا حکم اعدام دوفرزند خود را بدلیل دگر اندیش بودن امضا کرده است. این آخوند اکنون نیز در مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام عضو ماشین جنایت رژیم است. هر زندانی که شکنجه می شود، هر کسی که بی گناه کشته می شود، ثروت های ملی ما که به باد می رود، آخوند محمدی گیلانی نیز در آن شریک است.

عیادت امیر انتظام از محمدی گیلانی در صورتی انسان دوستانه بود که دستکم این آخوند از کارهای خود پشیمان شده باشد یا در قدرت نباشد. گویا برخی هم میهنان تصور کرده اند این عیادت مانند عیادت یک فرد سیاسی حزب دست راستی، از رقیب حزب دست چپی اش در اروپاست. تصور کنید کسی برادر شما را کشته باشد و خانه شما را غارت کرده باشد و شما بدلیل نفوذ و قدرت آن شخص نتوانید او را به پای میز محاکمه بکشانید و ناگهان خبر دار شوید آن فرد بیمار شده و برای نشان دادن انسان دوستی به ملاقاتش بروید و از او دلجویی کنید. این کار در واقع تشویق آن جنایتکار، از میان بردن قبح جنایت و خیانت به خون ریخته شده برادرتان و حرمت خانه غارت شده تان است. آیا عیادت یک یهودی در کمپ هولوکاست از یک نازی مسوول کوره های آدم سوزی تشویق به جنایت بیشتر نیست؟

آقایان و خانم های ملی-مذهبی خیانت و اشتباه بس است دیگر. واقعن دلیل مازوخیسم شما به این رژیم چیست؟ از امیر انتظام تا در گذشتگان تان مانند حاج سید جوادی و پدر و پسر های سحابی این اندازه از این رژیم جنایت دیده اید باز تا از زندان بیرون می آیید مانند معتادن به هرویین با شوق و ذوق به سوی همان افیونی می دوید که هستی و دار و ندار ما را سوزانده است. برای دو روز وجیه المله شدن پا روی تمام معیار های اخلاقی و انسانی نگذارید.  محمدی گیلانی و دیگر آخوند های بر خاسته از گورهای تاریخ، کشور ما را به پرتگاه سقوط برده اند . شما با این گامهای ساده لوحانه بیش از پیش ایران را در منجلاب فساد نگه می دارید.

Friday, October 18, 2013

آداب نزدیکی جنسی در فقه شیعه گری


یکی از مهم‌ترین و معتبرترین کتاب‌های فقه شیعه کتاب «جامع عباسی» است، نوشته شیخ بها الدین عاملی و در بالای آن تاکید شده است «با نظریه مبارک مرجع تقلید شیعیان جهان، آیت الله سید شهاب الدین نجفی مرعشی» نوشته و چاپ شده است. در زیر چند نمونه از آداب نزدیکی آورده شده است :

١- مالک کنیز حق دارد دخول کردن کنیز خود را بوسیله کس دیگری حلال کند و این کار از خواص فرقه ناجیه اثنی عشریه است (ص ٢٦٤).

٢- در هنگام دخول و پس از دخول باید گفت بسم الله (ص ٢٦٦).

٣- در هنگام جماع نگاه کردن به فرج حرام است زیرا فرزند زایش یافته کور خواهد شد (ص ٢٦٧).

٤- در هنگام جماع، طرفین عمل نباید سخن بگویند، اگر در این هنگام سخن بگویند و مولودی بوجود آید، گنگ خواهد بود (ص ٢٦٨).

٥- عمل جنسی با زن پس از احتلام و پیش از وضو گرفتن و غسل کردن. هر گاه کسی مرتکب این عمل شود و فرزندی از او بوجود آید دیوانه خواهد شد (ص ٢٦٨).

٦- اگر عمل دخول را طفلی ببیند و در نتیجه دخول فرزندی به وجود آید، هر گاه دختر باشد فاحشه و اگر پسر باشد زن باره خواهد شد (ص ٢٧٩).

٧- دخول کرد بر زن در شب اول هر ماه (بجز ماه رمضان) , در اول ساعت شب دهم هر ماه، در نیمه هر ماه (به ویژه نیمه شعبان) و در آخر هر ماه جنین سقط خواهد شد و اگر سقط نشود دیوانه خواهد شد (ص ٢٨٧).