Monday, May 2, 2016

تصویر لحظه ی در رفتن دیسک کمر جواد ظریف




جواد ظریف در حال گذاشتن گل بر روی جنازه ی عماد مغنیه مجری بمب گذاری پایگاه تفنگداران امریکا در بیروت . وزن این گل دو میلیارد دلار بود که موجب در رفتن دیسک کمر جواد ظریف شد.





پاسدار حسین دهقان, وزیر دفاع کابینه ی حسن روحانی و طراح عملیات تروریستی کشتار تفنگداران آمریکایی در لبنان. امریکا بابت این کار ۲ میلیارد دلار از دارایی های ایران در امریکا را برای پرداخت به خانواده های کشته شدگان بلوکه کرد.

Sunday, April 24, 2016

آیا ایرانیان باستان با خواهر و مادر خود همخوابگی می کردند و امروز با کودک شیرخوار عشق بازی می کنند ؟ .



اسلامگرایان دروغگوی شیعه و سنی همه سر و ته یک کرباسند

امروز پس از ۱۴۰۰ سال کارنامه ی سیاه اسلامگرایان در حکومت داری بویژه ستمگری های ۳۷ سال گذشته ی جمهوری اسلامی , خودآگاهی ملی در ایران رشد چشمگیری کرده است و گرایش به ایران باستان, فرهنگ ایران و رسیدن به آینده ای که در خور نیاکان شایسته ی ما باشد فراگیر تر می شود. اسلامگرایان با درک این موضوع به جای این که در رفتار  خود بازنگری کنند و دلیل گریز روز افزون مردم ایران از اسلام را واکاوی کنند, روی به دروغ گویی,  تحریف تاریخ و مغلطه های ابتدایی آورده اند.بیشتر پیکان این حملات و تهمت های اسلامگرایان به سوی آیین زرتشتی , سلسله ی ساسانی و ایرانیان باستان است. بیشترین مانور اسلامگرایان بر روی دو چیز است؛ یکی دروغی به نام ازدواج ایرانیان با خواهر و برادر و دیگری مغلطه ی جامعه ی طبقاتی در ایران باستان که در این نوشته به دروغ اول می پردازیم :


آیا ایرانیان باستان با خواهر و مادر خود همخوابگی می کردند ؟

تمام این جنجال ها تنها و تنها بر روی یک واژه به نام " خویدوده یا خوه‌دوده" در وندیداد آمده است که بر روی معنی آن میان پژوهشگران اختلاف دیدگاه وجود دارد. گروهی آن را ازدواج با خواهر و برادر و گروهی آن را ازدواج عموزاده ها با یکدیگر تفسیر کرده اند , بویژه که پس از آن آمده است که عقد عموزاده ها در آسمان بسته شده است که این جمله هنوز در طبقات سنتی ایران رایج است. به هر روی این مساله در وندیداد هر چه باشد ,  جزو آیین زرتشتی نیست و یک جمله ای فقهی نوشته ی موبدان زرتشتی است و  زرتشت نیز چنین توصیه ای به پیروان خود نکرده است. وارونه ی آن پیامی که در گاتاها آمده است آموزش ازدواج دختر زرتشت پورچیستا با جوانی نام جاماسپ از روی خرد و با میل خود دختر است. در ضمن هیچ گونه سند تاریخی وجود ندارد که نشان دهد ایرانیان باستان با خور و مادر خود ازدواج می کرده اند.

آیا ایرانیان با کودک شیرخوار عشق  بازی می کنند ؟

در توضیح المسائل خمینی آمده است که دفع شهود با کودک شیر خوار جایز است اما هیچ شاهدی وجود ندارد که این کار زشت میان ایرانیان رواج داشته باشد . آیا اکنون یک جمله ی فقهی در کتاب خمینی می تواند دلیلی برای حمله ی خارجی و به خاک و خون کشیدن ایرانیان باشد ؟

آیا عمربن خطاب و تازیان صلاحیت اصلاح جامعه ی ایران را داشتند ؟

زمانی که عمر به ایران یورش آورد عایشه دختر خلیفه اول مسلمین پیش از دیدار خود با مردان بادیه نشین آنها را پیش خواهران و خواهر زاده های خود می فرستاد تا از سینه ی آنها شیر بخورند و به عنوان خاله ی رضاعی با آنها محرم شود. یک آن بیاندیشید که قضیه چه اندازه فرومایه است و در خانه ی خلیفه ی اول مسلمین چه خبر بوده است! عمر و دیگر بزرگان اسلام در سن بالا دختر بچه های یکدیگر را به عنوان همسر به حجله می بردند و کنیز بازی به عنوان یک قانون پسنده ی الهی رواج داشته است. البته ماله کشان شاخه ی سنی اسلام می گویند خواهران و خواهر زادگان عایشه شیر را در کاسه می دوشیدند که این نیز دروغی بیش نیست و فتوای عایشه این بوده است که هر مرد باید دست کم ۵ بار از سینه ی آنها شیر بخورد و اسلامگرایان باید برای ادعای دروغ خود سندی از تاریخ یا احادیث نشان دهند که در آن نامی از کاسه و قابلمه و شیر دوش باشد که نیست . به هر روی کسانی که خودشان تا این اندازه غرق در فساد جنسی بوده اند صلاحیت مبارزه با رسوم بد دیگر ملل جهان را نمی توانند داشته باشند.


آیا دینی که دایره ی محارم آن بزرگتر باشد بهتر است ؟

اگر مبنای بهتر بودن یک دین بزرگتر بودن دایره ی محارم آن باشد در مسیحیت ازدواج با عموزادگان, خاله زاده ها و دایی زاده ها حرام است اما در اسلام جایز است . پس مسلمانان عزیز لطف کنند و به مسیحیت بگروند. لابد اسلامگرایان  عزیز می پذیرند که کشورهای مسیحی حق ندارند به بهانه ی رواج ازدواج با محارم به کشورهای مسلمان حمله کنند و هست و نیست آنها را به نام خدا چپاول کنند.


متن گاتاها درباره ی ازدواج دختر زرتشت . آیا زرتشت به دخترش گفته با من یا برادرت ازدواج کن ؟ 

Thursday, September 17, 2015

نخستین گفتگوی آیت الله خزعلی با حوریان و غلمان‌های بهشتی







آیت الله ابوالقاسم  خزعلی دو روز پیش درگذشت و پس از یک  ماراتن پرسش و پاسخ با نکیر و منکر، یک شب تحمل فشار قبر و رد شدن از پل صراط، خسته و کوفته با یک کارنامه ی کردار در دست راست به‌‌‌ در بهشت رسید.

نگهبان : کارنامه، مجوز ورود به بهشت با مهر نکیر و منکر لطفن.

خزعلی:  بفرما این هم مدارک . یک ویلچیر بیارید من دیگه نمی تونم راه برم .

نگهبان: بهشت ویلچیر نداره.

خزعلی : پس یک بنز ضد گلوله صدا کن بیاد من را ببره.

نگهبان: بهشت اصلن ماشین نداره.  این چیزها ساخت کفار غربی است که همگی در دوزخ هستند.

خزعلی:  باشه تا حجره ی حوری ها راه می رم. ارزشش را داره.

خزعلی آرام آرام و نفس زنان به اولین حجره با ۷۰ حوری در روی فرش نخست می رسد.

حوری چشم سیاه :  حاج آقا خوش آمدید چی میل دارید ؟

خزعلی : شیر آب کجاست ؟ اول یک آبی به سر و صورت بزنم.

حوری چشم سیاه: حاج آقا بهشت لوله کشی  آب نداره همه چیز در جوی روان است . جوی آب زیر درخت دومی بعد از جوی عسل است . برید سر جوی و دست و صورتتان را بشویید.

خزعلی: گذشتیم بابا . دستشویی کجاست ؟

حوری پستان کال:  حاج آقا شما مگه قرآن نخوندید ؟ کجای قرآن نوشته بهشت دستشویی داره . زیر سایه ی یکی از همین درخت ها قضای حاجت کنید و با یک سنگ عقیق یا فیروزه خودتان را پاک کنید.

خزعلی: باشه ! تا بر می گردم یک نوشابه بدید جگرم حال بیاد . چند تا یخ هم بیاندازید تو لیوان.

حوری پوست مرواریدی: حاج آقا اینجا فقط آب و شیر و عسل است . یخ هم نداریم.

خزعلی : عجب ! اه اه اه سمیر زند بابا تو هم مردی آمدی اینجا ؟ چرا جوون مرگ شدی بابا جان ؟

غلمان: حاج آقا من غلمان هستم با سمیر زند اشتباه گرفتید . خوبه اون یکی پسرتون چشم پزشکه !

خزعلی:  به به ! یک وایاگرا بیار تا با هم یک احوال پرسی بکنیم .

غلمان:  تو بهشت وایاگرا گیر نمیاد.

خزعلی: پس دو تا موز با خاویار بیار شاید اثر کرد.

غلمان:  اینجا از این چیزها خبری نیست. فقط انجیر و سیب و انگور داریم . بدم خدمتتون ؟

خزعلی:  عجب جای داغونی است این بهشت . یک موبایل بدید زنگ بزنم به جنتی که نیاد.

حوری چشم زاغ: حاج آقا بهشت تلفن نداره.

خزعلی: بهشت بهشت که می گفتند همین بود ؟!  نه ویچیر داره ، نه بنز ضد گلوله داره،  نه لوله کشی آب داره، نه توالت  داره، نه نوشابه و یخ داره، نه وایاگرا و خاویار و میوه درست و حسابی. من می خواهم برگردم ایران . بهشت همون جا بود.  می رفتیم روی منبر یک سر امام حسین می بریدیم کلی خمس به جیب می زدیدم و نفت می فروختیم زندگی راحتی داشتیم...   

Saturday, September 12, 2015

پرسشهای بی پاسخ درباره ی نماز جماعت رفسنجانی و پسرش مهدی هاشمی با حسن روحانی و حسن خمینی





عکسی از نماز جماعت رفسنجانی و پسرش مهدی هاشمی با حسن روحانی و حسن خمینی در یک مکان خصوصی پخش شد و پرسش های بی شماری  را به شرح زیر پیش آورد:


- این نماز جماعت چه زمانی برگزار شده است ؟
الف :  پیش از رفتن مهدی هاشمی به اوین
ب: پس از مرخصی یواشکی مهدی هاشمی از اوین
ج : پس از امضای حصر موسوی و کروبی به وسیله حسن روحانی
د : پیش از انتخابات رییس جمهوری سال ۹۲


- این نماز جماعت به چه مناسبتی بر گزار شده است ؟
الف:   نماز آیات از ترس جمهوری خواهان کنگره ی امریکا
ب:  نماز شکر برای جراحی موفقیت آمیز پروستات آغا
ج :  نماز شکر برای رنگ کردن مردم در سال ۹۲ با رنگ بنفش
د : نماز برای سلامتی بشار اسد
ه : نماز برای سلامتی اوباما

- جا نماز خالی مال چه کسی است ؟
الف : مدیر شرکت توتال یا مدیر پیشین شرکت استات اویل
ب: رییس زندان اوین
ج : امام زمان
د:  موسوی یا کروبی فروخته شده به وسیله پیش نماز
ه : جک استراو
ی:  فتوشاپ نعیمه ی اشراقی است

- محل برگزاری نماز جماعت کجاست؟
الف : مجمع تشخیص مصلحت نظام
ب : بیت خامنه ای پس از جلسه ی خندیدن به ریش مردم
ج: زندان اوین
د :  دفتر ریاست جمهوری
ه:  بیت امام راحل

- لکه ی زرد پشت عبای رفسنجانی چیست ؟
الف : لکه ننگ یک عمر دزدی و ترور و جنایت
ب : آب ماهیچه ی مهدی خزعلی
ج :  آب بینی جونیور
د: آب دهان مامان عفت
ه: اسید های کشف شده بوسیله ی دولت تدبیر و امید

- قاب عکس آویزان به دیوار تصویر چیست ؟
الف:  روح احمد خمینی که با همکاری پیش نماز سرگردان شده
ب: ۱۲۰ میلیارد دلار پول بلوکه شده ایران در بانکهای خارجی که پرید
ج:  باز شاهی که فعلن نگذاشتند روی شانه ی رفسنجانی بنشیند
د: روح امام راحل در حال پرواز
ه: هدیه ی شرکت استات اویل به جونیور

- عکاس چه کسی است ؟
الف : همان کسی که جا نمازش خالی است.
ب : نیک آهنگ کوثر نامرد
ج : طائب
د:  مقام معظم رهبری
ه : جان کری

- این عکس را چه کسی پخش کرده است ؟
الف : نیک آهنگ کوثر برای خراب کردن جونیور مظلوم
ب:  جنگ طلبان برای تحریک امریکا به حمله ی نظامی به ایران
ج:  طائب برای ضربه زدن به رییس جمهور تدبیر و امید
د : یک پدر سوختگی دیگر از رفسنجانی که دلیل آن بعدن معلوم می شود

Monday, July 27, 2015

دو پادشاه پس از ۱۴۰۰ سال




به سالروز درگذشت دو پادشاه پهلوی رسیدیم . پادشاهانی بی همتا در تاریخ ۱۴۰۰ ساله ی پس از اسلام که گرچه خودشان رفتند اما سه میراث گرانبهای ناسیونالیسم، مدرنیسم و سکولاریسم که از خود بجای گذاشتند با ۳۶ سال سرکوب رژیم واپسگرای اسلامی از میان نرفت و در اندیشه ی ایرانیان ریشه دوانده است . میراث پهلوی راه آهن و جاده نیست . میراث دودمان پهلوی دگرگونی ساختار مدنی و اجتماعی ایران به گونه ای برگشت ناپذیر است.  همان چیزی که حسن روحانی به عنوان میراث شوم اعتراف به شکست در برابر آن نمود . دستاورد سلسله ی پهلوی بیرون کشیدن زن ایرانی از اندرونی سیاه قاجار که به بردگی ۱۴۰۰ ساله خو گرفته بود،  حق رای و طلاق و داوری به زنان با ایستان جلوی قشر واپسگرا،  پایان بخشیدن به آزار اقلیت های دینی و گسترش آزادی مذهب، آموزش و پرورش و دادگستری مدرن و رشد خود آگاهی ملی است . در تمام کشورهای جهان حتی کشورهای دموکراتیک کشاورزان، کارگران و زنان حقوق انسانی خود را با مبارزات پی گیر و دادن هزینه های سنگین بدست آوردند اما در ایران این دو پادشاه با ایستادگی در برابر واپسگرایان دینی و تبعیض نظام سنتی اقتصاد ایران،  بدون هزینه این حقوق را به مردم ایران بخشیدند.

روانشان شاد و نامشان بر بلندای تاریخ با شکوه و پر فراز و نشیب ایران زمین جاودانه باد.



Tuesday, July 7, 2015

سوتی تازه بهرام مشیری! لواط کردن نخست وزیران و سران ارتش رژیم پهلوی در جمع


کتاب اصلی نوشته اردشیر زاهدی 
کتاب جعلی نوشته جمهوری اسلامی

بهرام مشیری در برنامه ی ۶ ژوئن خود از روی متنی پر از دروغ های شاخدار و خنده دار مانند لواط کردن نخست وزیران و سران ارتش پهلوی در جلوی یکدیگرخواند که به گفته ی ایشان یکی از دوستان برایشان فرستاده و بخشی از" کتاب فراماسونری " نوشته ی اردشیر زاهدی است. اما واقعیت این است که این متن بخشی از یک کتاب کاملن جعلی از زبان اردشیر زاهدی به نام "  ۲۵ سال در کنار پادشاه " است که در سال ۱۳۸۱ در تهران از سوی رژیم چاپ شده و سالها پیش اردشیر زاهدی با انتشار بیانیه ای در کیهان لندن آن را تکذیب کرده است . کتاب اصلی نوشته ی اردشیر زاهدی ۲ جلدی است و در انتشارات آمازون به زبانهای فارسی و انگلیسی در دسترس است.  حتی بدون تکذیبیه اردشیر زاهدی از مطالب بیمارگونه آن کاملن مشخص است که این مطالب چرندیاتی بیش نیست.  جمهوری اسلامی در انتشار کتابهای جعلی از قول دگراندیشان سیاسی و مذهبی سابقه ی طولانی دارد. حال چطور شده است که آقای مشیری این چرندیات را به عنوان تاریخ باور کردند و جلوی دوربین خواندند خدا داند ! بخشی از مطلب شگفت انگیزی که مشیری در تلویزیون پارس به عنوان تاریخ خواند :

" متأسفانه در زمان استادی اعظم دکتر سعید مالک کارهای زشتی هم در این کلوپ انجام می‌شد و از جمله اعضای جدید که می‌خواستند به عضویت لژ فراماسونی فرانسوی دربیایند بدون رعایت سن و سال و یا هر قید و بندی باید در جلسه‌ای با حضور شورای عضوگیری حاضر شده و در ملأعام به شخصی که توسط شورا به محل آورده شده بود (و او هم از اعضای کلوپ بود) لواط بدهد!
این افتضاح را دکتر سعید مالک پایه‌گذاری کرده بود و از آن لذت زیادی می‌برد. رسوایی کلوپ فرانسوی به جایی رسیده بود که در محافل و مجالس آن زمان برای تخفیف دادن اشخاص و یا سر به سر گذاشتن از آنها می‌پرسیدند آیا شما عضو کلوپ لژ فرانسوی هستید؟! و یا می‌گفتند خوب است شما با این سر و شکلی که دارید یک سری به لژ فرانسوی بزنید، مطمئناً مورد توجه قرار خواهید گرفت!
من اوایل این حرف‌ها باورم نمی‌شد تا اینکه یک روز رو را سفت کردم و از آقای ارنست پرون سوئیسی (که او هم عضو لژ فرانسوی بود) در مورد این شرط عجیب عضوگیری سئوال کردم. ارنست پرون که خودش یک محفل همجنس‌بازی در میان رجال و درباریان تشکیل داده بود مطلب را با آب و تاب فراوان برایم تعریف کرد، و معلوم بود از شرح این اعمال قبیح لذت می‌برد.
هویدا، دکتر غلامرضا کیانپور، برادر هویدا (فریدون)، عبدالمجید مجیدی، ارتشبد نعمت‌الله نصیری، محمدعلی قطبی (دایی شهبانو فرح)، ارنست پرون سوئیسی، ارتشبد قره‌باغی، حسنعلی منصور، جواد منصور، منصور روحانی، سپهبد خسروانی و بسیاری از دیگر رجال سیاسی و نظامی متأسفانه به این اخلاق زشت جنسی مبتلا بودند (و یا بهتر بگویم بیمار جنسی بودند)..."


سخنی با آقای بهرام مشیری 

آقای مشیری این اولین باری نیست که جمهوری اسلامی یا تجزیه طلبان با آگاهی از چشم اسفندیار شما که همانا سلسله ی پهلوی است پوست خربزه به زیر پایتان می اندازند . جالب است که شما در رسیدن به دوران پهلوی ناگهان از سطح استدلالات دکارت و اسپینوزا به سطح خوش باوران امام زاده قلقلی سقوط می کنید.  نخست اینکه نام کتاب جعلی منتسب به اردشیر زاهدی " ۲۵ سال در کنار پادشاه "  یا " خاطرات اردشیر زاهدی " است و نه فراماسونری . دوم اینکه شما که خود را پژوهشگر تاریخ می دانید شایسته و بایسته است  دستکم پیش خواندن متنی تاریخی اندکی درباره بن مایه ی آن بپژوهید تا این چنین رو دست نخورید.
دوم اینکه شما خودتان تصور کنید مثلن چطور ممکن است نخست وزیران مشروطه,  حسنعلی منصور با هویدا در یک کلوپ لواط کنند و سپهبد خسروانی و محمد علی قطبی ( دایی شهبانو ) نیز به تماشا نشسته باشند؟ کدام خرد سالمی می تواند چنین چرندیاتی را باور کند ؟
نکته ی دیگر اینکه شما که درس مغالطه می دهید بهتر است نخست خودتان به آن عمل کنید . شما همواره در هر مطلبی خود را آزادی خواه و نماینده ی  حاکمیت مردم ( مغلطه مصادره به مطلوب ) و دگراندیش را استبدادی و دشمن آزادی ( مغلطه حمله به شخص ) می نامید . شما اگر حرف حسابی دارید بفرمایید پدر جان ! مردم خود داوری می کنند.  نیاز به این گونه مغالطات کلامی مانند تریبون نماز جمعه تهران نیست.


کمدی- تراژدی داستان 

بهرام مشیری پیش از خواندن این چرندیات جعلی اعتراض می کند که برای او زندگی نامه جعلی نوشته اند و در پایان خواندن این چرند نامه یا لواط نامه ی رژیم جمهوری اسلامی درباره ی رژیم پهلوی در جلوی دوربین تلویزیونی که با فروش سکه و تابلوهای پادشاهان پهلوی سرپاست مردم را اندرز می دهد که: " ای برادر تو همان اندیشه ای".  بله آقای مشیری ! ای برادر تو همان اندیشه ای اما وقتی به دوران پهلوی رسیدی اندیشه را ببوس و بگذار توی طاقچه ...!


تکذیبیه اردشیر زاهدی در کیهان لندن 

انتشار یک کتاب مجعول اینترنتی به نام "خاطرات اردشیر زاهدی-۲۵ سال در کنار محمد رضا شاه" باعث تعجب دوستان و بسیاری از هموطنان عزیز من شده است. در سال‌های بعد از انقلاب اشخاصی‌ با بهره گیری از بی‌ قانونی‌ و هرج و مرج حاکم بر کشور به خود اجازه دادند کتاب‌های از این قبیل جعل و به عنوان خاطرات کسانی‌ که یا از جهان رفته و یا از وطن دور افتاده اند، منتشر کنند. این کتاب نیز نمونه ای‌ از همان جعلیات که متأسفانه راه قانونی‌ برای تعقیب جعل و ناشر آن وجود ندارد. یقین دارم بدون این توضیح نیز صاحب نظران با نگاهی گذرا به شیوه نگارش و مطالب مندرج در کتاب تشخیص داده اند که این نوع سخنان نمی تواند بر زبان من جاری شده باشد .

اردشیر زاهدی 




ویدیوی سوتی بهرام مشیری از دقیقه ی ۲۵ 



Friday, June 12, 2015

رفسنجانی : امام با رشوه گیری از کمپانی های نفتی موافق بود



هاشمی رفسنجانی : روزی با شهید تندگویان وزیر نفت کابینه شهید رجایی در محضر امام بودیم . شهید تند گویان از امام خمینی پرسید : آیا رشوه گرفتن از شرکت های نفتی خارجی جایز است ؟ امام فرمود : لکن گرفتن پول از کفار غربی به هر نحوی جایز است بویژه اگر از سوی مسوولین نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد واجب کفایی است. پسرم مهدی در حالیکه با نوه های امام,  علامه سید حسن خمینی و نعیمه اشراقی مشغول بازی و فتوشاپ بود سخنان امام را با جان و دل شنید و از همان زمان به نفت علاقه مند شد . پس از فوت امام با چاپ عکس ایشان بر روی پول مهدی از شدت عشق به امام به پول نیز بسیار علاقه پیدا کرد.

بر خلاف کودکان دیگر که زبانشان با  " بابا " " ما ما " گفتن باز می شود زبان مهدی با " اویل اویل" باز شد . وقتی که برای بنزین زدن به پمپ بنزین می رفتیم مهدی از بوی نفت و بنزین سر حال می شد  و دستش را از شیشه ماشین بیرون می کرد و " اویل اویل " می کرد.

مهدی از اول جوانی تا به حال در جهت اجرای وصیت حضرت امام کوشش های بسیار کرده و کارنامه ی او در بسیاری از کمپانی های نفتی از جمله توتال , استات اوایل و کرسنت نشانگر خدمات او به اسلام و نظام است. در راه این مجاهدت بسیاری از کارمندان و مدیران شرکت های نفتی بر کنار شده یا استعفا داده اند. بسیاری از دلالها و واسطه ها ربوده شده و سر به نیست شده اند اما مهدی ما به یاری امام زمان و دعای امت شهیدپرور هنوز پا برجاست.

بر گرفته از کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی : عبور از بحران نفت و اندرز امام