Monday, April 28, 2014

هاشمی رفسنجانی میهمان برنامه بهرام مشیری


بهرام مشیری : ما در یک سلسله برنامه روال دعوت از فعالین سیاسی را پیش گرفته ایم  و در چند هفته ی  گذشته  چند شخصیت بر جسته و مبارز دوران استبداد پهلوی را دعوت کردیم که یکی از آنها خودش و پدرش آب جوش از بالا بر  سر زنان بی حجاب می ریختند و بهاییان را کتک  می زدند , آن دیگری عضو گروه فلسطین بوده و با کمک چین می خواسته برای ایران آزادی بیاورد و دیگری با کشور عراق همکاری داشته و از رادیو بغداد پیام آزادی و روشنگری به ایران می فرستاده است. همه این آزادی خواهان تنها به دلیل بیان عقیده و آزادی خواهی به جرم اخلال در امنیت ملی زندانی شده اند . توجه کنید که دیکتاتورها  منظورشان از امنیت ملی همان امنیت خودشان است.

میهمان این هفته ما آقای هاشمی رفسنجانی است. من زندگینامه ایشان را می خوانم و بعد با ایشان گفتگو می کنیم:  آقای هاشمی رفسنجانی یکی از روحانیان ملی است که پس از کودتای ننگین ٢٨ مرداد و بسته شدن فضای سیاسی به صف مبارزین با استبداد پیوست . ایشان همچنین بخاطر نوشتن کتاب سرگذشت فلسطین از دکتر مصدق تقدیر نامه گرفت و پس از مخالفت با انقلاب سفید توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد ( نگفتم ! فقط یک کتاب نوشته و با انقلاب سفید مخالف بوده انداختنش زندان).

بهرام مشیری : آقای رفسنجانی به برنامه ما خوش آمدید. شما چرا آخوند شدید ؟

رفسنجانی:  پیش از دوران پهلوی مردم ایران همه زرتشتی بودند و حکومت ها سکولار بود . محمد رضا شاه که آمد قوانین اسلامی را در جامعه رواج داد و به آخوندهای شیعه مانند بروجردی و شریعتمداری احترام کرد و مملکت را بدست آخوندها داد. از این رو ما تشویق شدیم که مدرسه طلبگی برویم.

بهرام مشیری : بارک الله ! در واقع همه راه های دانش و تحصیل بسته بود و شما چاره ی  دیگری نداشتید. چی شد که وارد مبارزات سیاسی شدید؟

رفسنجانی : بعد از کودتای ٢٨ مرداد نمی توانستیم استبداد را تحمل کنیم و مبارزه برای آزادی را آغاز کردیم .

بهرام مشیری: آفرین! شما با خمینی همکاری می کردید , البته قابل درک است چون همه راه ها بسته بود مجبور بودید از تنها راه مانده استفاده کنید.

رفسنجانی :  بله. وقتی انقلاب سفید شد  ما همصدا با  آقای خمینی  با آن  مخالفت کردیم.

بهرام مشیری: کار خوبی کردید . براندازی ارباب رعیتی تمام آزادی های اجتماعی روستاییان که روابط  بسیار خوبی با اربابان داشتند را بر باد داد و دیگر کسی نبود از آزادی های اساسی رعیت دفاع  کند. مرحوم بازرگان هم شخصیت ملی بود اما بدلیل فشار دیکتاتوری بعد از ٢٨ مرداد اسلامگرا شد.

رفسنجانی :  آقای بازرگان که پیش از آن نیز اسلامگرا بوده.   ٢ سال پیش از ٢٨ مرداد ٣٢   نیز  برای لوله کشی آب تهران از علمای قم استفتاء کرده بود .

بهرام مشیری: دو سال پس و پیش که چیزی نیست پدر جان , این مغلطه ی  زمان را استبدادیون پیش می کشند. هر کسی در دوران پهلوی اسلامگرا بوده گناهش به گردن شاه است.

رفسنجانی : به هر حال هدف ما آزادی بود اما یک عده نوبتی انقلاب را می دزدند . الان هم خامنه ای انقلاب را از ما دزدیده است!

بهرام مشیری: درست است . این آقای رفسنجانی مرد بسیار شریفی است. فقط فریب خمینی و خامنه ای و فلاحیان را خورد که این ها هم همه تقصیر رژیم سابق بود چون تنها راهی که باز گذاشته بود راه فریب خوردن آزادی خواهان و روشنفکران بود.

 رفسنجانی : جناب مشیری چرا آزادی خواهان ضد پهلوی از میان رهبران کشورهای خارجی به استالین و فیدل کاسترو و مائو و قذافی و این جور افراد دخیل می بستند ؟

بهرام مشیری : برای اینکه ساواک همه رهبران آزادی خواه جهان را انداخته بود تو زندان . کسی را نگذاشته بودند تا این مبارزین دنباله رو آنها باشند !
 شما در قضیه ترور حسنعلی منصور دست داشتید ؟

رفسنجانی : بله. تفنگش را من تهیه کردم.

بهرام مشیری : عیبی ندارد. تقصیر شما که نبوده!  رژیم پهلوی پس از ٢٨ مرداد دیگر راهی برای آزادی خواهی نگذاشته بود.

رفسنجانی :  ٥ سال پیش از ٢٨ مرداد ١٣٣٢ هم مبارزین دست  به اسلحه بردند و خود شاه را ترور کردند . آن موقع دلیلش چه بود استاد جان ؟

بهرام مشیری :  می خواستند از واقعه ننگین ٢٨ مرداد جلوگیری کنند حیف که نشد.
 شما در رهبر شدن خامنه ای نقش اصلی را داشتید ؟

رفسنجانی : بله . متاسفانه فریب ایشان را خوردم .

بهرام مشیری : اشکال ندارد پدر جان ! شما هدفت آزادی بوده , از همه اینها مهم تر اینکه از دکتر مصدق تقدیر نامه گرفتی , هر اشتباهی تا آخر عمر بکنی پاک می شود .

رفسنجانی : جناب مشیری شما چقدر باورهایتان  به شیعیان نزدیک هست . ما هم باور داریم هر کار بدی  بکنی اما برای امام حسین اشک بریزی پاک می شود.

بهرام مشیری: همه ما نیاز به معصوم داریم و باید شیعه یکی باشیم پدر جان !
 باز هم به برنامه ما بیا عزیزم . در این برنامه به روی تمام مبارزین ضد پهلوی از چریک های کلاشینکف بدست تا اسلامگرایان و فلسطین زدگان و تجزیه طلبان و کنفدراسیونی ها و کلن تمام آزادیخواهان باز است. اگر کس دیگری پیدا شد انقلاب را از خامنه ای دزدید به آقای  خامنه ای هم بگویید بیاید به برنامه ما تا هر چه کار بد کرده در این برنامه بیاندازیم به گردن شاه ....

Friday, April 25, 2014

رفسنجانی راهکارش را برای حل مشکل بند ٣٥٠ اوین بیان کرد





روز چهارشنبه ٣ اردیبهشت تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی بند ٣٥٠ اوین که بستگانشان مورد ضرب و شتم جانیان رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفته اند، به ملاقات رفسنجانی رفتند. رفسنجانی پس از یک گفتگوی طولانی  و ضمن همدردی با خانواده های زندانیان راه حل های زیر را پیشنهاد کرد :

بسم الله الرحمن الرحیم

١-  دولت تدبیر و امید بهتر است به دلیل مشکلات پیش آمده سید محمود علوی را از سمت وزارت اطلاعات عزل و علی فلاحیان وزیر اطلاعات لایق دوران ما را به جای او نصب کند .

٢- کتک زدن زندانیانی که در بند آشوب می کند کار درستی نیست و موجب سو استفاده ی بوق های استکبار جهانی می شود . بدون سر و صدا یک شیاف پتاسیم برای زندانی بگذارید ( مثل سعیدی سیرجانی ) در کمتر از ١٠ دقیقه قلبش می ایستد و صدایش برای همیشه خاموش می شود .

٣- عده ای از زندانیان سیاسی که کمتر سر و صدا می کنند اما دست به قلم خوبی دارند را به بهانه سفر به ارمنستان در یک اتوبوس کرده و اتوبوس را به ته دره بیاندازید.

٤- و اما درباره آن زندانیانی که پس از مرخصی به خارج می گریزند , چند نفر به عنوان فرنگی کار استخدام کنید تا مانند دکتر بختیار و فرخزاد  آنها را در فرنگ دشنه آجین کنند.

٥- در پایان از سران اصلاح طلب که به شما خانواده های زندانیان سیاسی آدرس من را دادند تا به عنوان گرگ مرهمی بر زخم  میش های زخمی بگذارم بسیار سپاسگزارم .

علی اکبر هاشمی رفسنجانی,

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و حلال مشکلات زندانیان مخالف نظام.

Thursday, April 24, 2014

سند دفاع ابراهیم یزدی از اعدام ها - برگ دیگری از زنجیره ی خیانت ملی- مذهبی ها


" دکتر ابراهیم یزدی معاون نخست وزیر در امور انقلاب, دیروز در مصاحبه ای با بی بی سی گفت که غربی ها درباره اعدام عمال رژیم سابق حساسیت نشان می دهند, اما اعمال این افراد را در مورد قتل  هزاران نفر در نظر نمی گیرند . یزدی گفت نمی دانم افرادی که نگران هستند تا چه حد از کارهایی که این جنایتکاران مرتکب شده اند آگاهی دارند ..." 

جناب یزدی کاش توضیح می داد که افرادی مانند تیمسار نادر جهانبانی و تیمسار خسروداد که تنها از آب و خاک ایران پدافند کرده بودند  و همچنین  دکتر عاملی تهرانی چند نفر را کشته بودند !

چقدر این ادبیات ابراهیم یزدی شبیه محمد جواد لاریجانی است که جنایات برادرش صادق لاریجانی را در محافل بین المللی توجیه می کند . در آن زمان نیز ابراهیم یزدی همین نقش را  برای جنایات خمینی و خلخالی بازی می کرده است . عجیب نیست که چرا ابراهیم یزدی گفته است روحانی آخرین امید ما برای ماندن است . خودش می داند که چه جنایاتی کرده و در صورت سقوط رژیم در دادگاهی مانند نورنبرگ احضار خواهد شد تا پاسخ جنایات خود را بدهد . برای همین است که نقش اوپوزیسیون قلابی و سوپاپ اطمینان رژیم را بازی می کند. 





Wednesday, April 23, 2014

حسن روحانی : کلید بند ٣٥٠ اوین گم شده است !





حسن روحانی  در رابطه با حمله وحشیانه نیروهای امنیتی زندان اوین به بند ٣٥٠ گفته است : ما در حال پی گیری ماجرا هستیم و قصد حل مشکل را داشتیم اما شوربختانه کلید بند ٣٥٠ اوین را گم کرده ایم . روحانی ادامه داد در بند ٣٥٠ اوین تبعیض مذهبی وجود ندارد و ماموران زندان, زندانیان شیعه و سنی و بهایی را به یک اندازه کتک زده اند که خود نشان از آن دارد در جمهوری اسلامی فرقی میان مذاهب گوناگون نیست . روحانی همچنین از تلاش های رهبر فرزانه انقلاب جهت یافتن کلید بند قدر دانی کرد . رییس جمهور منتخب در اقدامی مثبت پور محمدی نماینده حقوق بشر خاوران را مامور رسیدگی به شکایات زندانیان کرده است .محمد جواد ظریف نیز از سوی دولت  تدبیر و امید  ماموریت یافت تا در دیداری با نمایندگان پارلمان اروپا بگوید که ما زندانی سیاسی نداریم .

Tuesday, April 22, 2014

ورود بنی صدر درراس چماقداران حزب الله به دانشگاه - انقلاب فرهنگی برگ دیگری از خیانت ملی- مذهبی ها


امروز روز سه شنبه دوم اردیبهشت سالروز انقلاب فرهنگی در سال ١٣٥٩ است.  یکی دیگر از دسته گل های ملی-مذهبی ها همراهی با انقلاب فرهنگی یا همان نابودی فرهنگی بود . این طیف همواره در شرایط حساس ایران را جلوی اسلام سر بریده اند و آسیب های جانی و مالی و فرهنگی زیادی به ایران زمین رسانده اند .

 نقشه حمله رژیم به دانشگاهها پس از سخنرانی خمینی در فروردین ١٣٥٩ انجام گرفت که خواهان تصفیه دانشگاهها از اساتید وابسته به شرق و غرب  و تحکیم آن با حوزه گردید
در ٣٠ فروردین همان سال شورای انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه ای فرمان حمله به دانشگاهها را این چنین صادر کرد: ستادهای عملیاتی گروههای گوناگون، دفترهای فعالیت و نظایر اینها که در دانشگاهها و موسسات عالی مستقر شده اند چناچه ظرف سه روز از صبح شنبه تا پایان روز دوشنبه اول اردیبهشت برچیده نشوند شورای انقلاب مصمم است که همه باهم یعنی رییس جمهور( بنی صدر) و اعضای شورا مردم را فرا خوانده و همراه با مردم در دانشگاهها حاضر شوند و این کانونهای اختلاف را برچینند. ( به نقل از اعلامیه شورای انقلاب)
در روز ٢٨ فروردین دانشگاه علم و صنعت در تهران به وسیله انجمن اسلامی تعطیل و پاسداران دانشگاه را محاصره کردند. دانشجویان دانشگاه صنعتی نیز مورد حمله قرارگرفته و پس از مقاومت تصمیم گرفتند به همراه سایر دانشجویان  دردانشگاه تهران به مقاومت خود ادامه دهند. دانشجویان در زیر حملات حزب الله و نیروهای سپاه که با سنگ و گاز اشک آور حمله می نمودند ساعت ١١/٥ شب  دوشنبه اول اردیبهشت مجبور به ترک دانشگاه شدند. ترک دانشگاه زمانی صورت گرفت که رادیو با پخش اعلامیه های شورای انقلاب تهدید می کرد که روز سه شنبه با مردم به دانشگاه میروند. بنی صدر در راس حزب الله روز سه شنبه دوم اردیبهشت وارد دانشگاه شد  و در سخنانی دانشجویان را مسوول درگیری ها دانست و با خواندن بیانیه انقلاب فرهنگی تیر خالص را به شقیقه آخرین کانون مبارزه بر علیه فاشیست مذهبی زد .


آمار کشته و زخمی های دانشجویان :

- در دانشگاه جندی شاپور اهواز به تعداد زیادی از دانشجویان دختر تجاوز میشود و تا یک هفته مردم جنازه روی آب رودخانه اهواز می دیده اند. اسامی ١٢ نفر از کشته شدگان اهواز به قرار زیرند: غلام سعیدی، فرزانه رضوان، جبراییل هاشمی ، حمید درخشان، طاهره حیاتی ( دانش آموز ١٤ ساله که درمقابل دانشکده علوم باقمه کشته شد)، فرهنگ انصاری، محمود لرستانی (کارگر شرکت نفت)، سعید مکوند، محمد عزیز پور، مهناز معتمدی، مهدی علوی شوشتری و احسان الله آبفشانی.

- دانشگاه های تهران ١٣٠ زخمی و دست کم ٣ کشته.

- رشت ١٢ دانشجو کشته و تعداد بسیار زیادی زخمی و دستگیر.

- در شیراز ٤٩١ نفر زخمی و دستکم  ٣ کشته.

-   در زاهدان، روز دوم اردیبهشت به دانشسرای عالی حمله می شود و یکی از دانشجویان پیشگام بنام صادق نظیری کشته و عده زیادی مجروح می شوند. در مشهد و اصفهان و تبریز نیز با حمله به دانشگاهها و مجروح کردن  و دستگیری دانشجویان ، رژیم موفق به تسخیر دانشگاهها می شود. اسامی ٢ نفر از کشته شدگان در مشهد بقرار زیرند: شکرالله مشکین فام و محسن رفعتی.

افراد معروفی که در پشتیبانی از انقلاب فرهنگی و سرکوب دانشجویان حضور فعال داشتند :

ابراهيم نبوی ، محسن كديور، دكتر معين، مهاجرانی  ،علوی تبار  ،مجيد محمدی  ، عباس عبدی ،ابراهيم اصغرزاده، شكوری راد،حجاريان ، صادق زيباكلام و رییس جمهور وقت ابو الحسن بنی صدر .
بنی صدر گرچه حضور خود را بارها انکار کرده اما رویدادهای آن زمان کاملا آشکار می کند که ایشان نقش کلیدی داشته است . مهندس سحابی نيز شركت فعال بنی صدر در انقلاب فرهنكی را تاًييد می كنند و  مي گويد بنی صدر شخصاً در انقلاب فرهنگی شركت داشت (كتاب ديروز،امروز؛و فردای جنبش دانشجويی ايران به اهتمام مسعود سفيری ١٣٧٨ ص ٨٥ ).
بنی صدر همچنین در برنامه بی پرده بی تعارف صدای امریکا در سخنان خنده داری به مجری برنامه آقای فلاحتی گفت : من با انقلاب فرهنگی مخالف بودم و تهدید به استعفا کردم!  لابد  سلمان فارسی هم با حمله به ایران مخالف بود و عمر را تهدید کرد که از فرمانداری تیسفون استعفا می دهد !




Sunday, April 20, 2014

تامین مخارج مستضعفین از فروش سگ


جالب است که در آن روزهای بگیر و ببند,  آن ١٠٠٠ نفر متقاضی اصلن از انقلابیون سگ فروش نهراسیدند  که ممکن است  به جرم فعل حرام سگ بازی و مستکبر بودن بازداشت و به سرنوشت نا معلومی دچار شوند .

زیاد عجیب نیست اگر بلافاصله پس از پایان حراج ، خریداران را به جرم سگ بازی و طاغوتی بودن روانه زندان کرده و سگهای بینوا را نیز اعدام انقلابی کرده باشند!

اگر مردی خودت برو به امام فحش بده ! خاتمی مجبوراست دروغ بگوید



شاید این جمله ها را زیاد شنیده باشید که هر گاه یکی از اصلاح طلبان دروغ می گوید و به آن اعتراض می شود عده ای ماله و کمچه به دست حمله می کنند  که : " اگر راست می گویی خودت برو مبارزه کن ! برو به خمینی فحش بده ببین چه کارت می کنند . خاتمی یا فلان کس مجبور است از خمینی یا نظام تعریف دروغ کند. برای مبارزه با رژیم در داخل ایران لازم است بسود جمهوری اسلامی دروغ بگویی! "

پاسخ این است کسانی که با یک سیستم  مبارزه می کنند دو روش در پیش می گیرند, راه رفرم و یا راه براندازی . در مورد آقای خاتمی و سایر اصلاح طلبان آنگونه که خودشان ادعا می کنند راه رفرم در پیش گرفته اند. برای من نیز کاملا قابل درک است که سید محمد خاتمی اصلاح طلب باشد زیرا امتیازات ویژه ای در این نظام دارد که امثال من ندارند . ایشان آخوند است , از طایفه قریش است ( سید است), رییس جمهور نظام بوده , هم اکنون در نظام پست دارد , حقوق مدام العمر ریاست جمهوری می گیرد, با خانواده خمینی فامیل است و بسیاری امتیازات دیگر.


 اما آیا با دروغ می شود یک سیستم را اصلاح کرد ؟ اصولن با دروغ می شود به دموکراسی رسید ؟  کدام جنبش رفرم را در جهان دیده اید با دروغ به نتیجه رسیده باشد؟ آیا سنگ بنای رفرم یک سیستم یافتن اشکالات و اصلاح آن است یا دروغ  گفتن بسود آن سیستم ؟


 اگر به سخنان سید محمد خاتمی نگاهی بیاندازیم تقریبا تمام جمله های اصلی و کلیدی آن دروغ است:

 امام(ره)  جدا به جمهوریت اعتقاد داشتند.

اگر خدای نکرده جمهوری اسلامی را از دست دهیم وضعیت خیلی سیاهی خواهیم داشت.

باید بدانیم که ما نمی‌توانیم این انقلاب با آن عظمتش را فراموش بکنیم، زیرا مبدا هویت تاریخی ماست.

 جمهوری اسلامی راه مناسبی برای تداوم عزت و بسط عظمت ملت ایران است.

مخالفان کسانی هستند  که از این انقلاب آسیب دیدند و قدرت‌هایی که احساس کردند این انقلاب به منافع نامشروع آن‌ها آسیب زده است.

از این گونه دروغ ها از سران اصلاح طلب  که در خارج هستند نیز زیاد شنیده ایم :

خامنه ای حتا یک نقطه خاکستری از نظر مالی ندارد . مردم گفتند هم غزه هم لبنان, جوانان ایران نظام و امام را دوست دارند . امام خمینی برای مردم ایران سنبل آزادی خواهی و قهرمان ملی است, مطالبات مردم در چارچوب نظام است, منتظری پدر حقوق بشر ایران است  و ....