Monday, November 18, 2013

حمله بنی‌صدر و روزنامه‌اش به عباس امیرانتظام و داغ کردن فله ای لینک جهت سوزاندن خبر در بالاترین




عکس بالا در سایت خودنویس انتشار یافته است و نویسنده مقاله از آقای بنی صدر که مانند کیهان شریعتمداری در آن روز ها رفتار کرده، انتقاد کرده است و در واقع بنی صدر را در آن روزها یکی از بازوهای سرکوب رژیم معرفی نموده است. البته یکی از نزدیکان بنی صدر با کامنتی در زیر لینک در بالاترین گفته است «خبری که همه روزنامه ها آن زمان منتشر کرده اند را به موضع بنی صدر نسبت دادن شرم آور است».
پاسخ اینجانب به ایشان و آقای بنی صدر این است که اگر روزنامه ی آقای بنی صدر تنها می خواست خبر را انتشار دهد می توانست تیتر بزند : «عباس امیر انتظام به اتهام رابطه با سیا دستگیر شد». روش تیتر زدن روزنامه بنی صدر نشان می دهد که وی امیر انتظام را مجرمی دانسته که خیانت او فاش شده است و روزنامه انقلاب اسلامی  کاملن هماهنگ با  ماشین سرکوب خمینی در آن روزها عمل نموده است.

چرا این خبر را دوباره بازتاب دادم؟

داغ کردن فله ای لینکها در سایت بالاترین بوسیله هواداران بنی صدر 

مدتهای زیادی است که هواداران  بنی صدر در سایت بالاترین رو به روش متقلبانه ای آورده اند بدین صورت که به محض داغ شدن لینک انتقادی از بنی صدر تمام لینکهایی که نیاز به ١ تا ٤ رای برای داغ شدن دارند را پشت آن داغ می کنند تا لینک انتقادی به بنی صدر را هر چه زود تر به صفحه دوم بفرستند. در این راستا گاهی ٣٠-٤٠ لینک را در چند دقیقه داغ می کنند و تمامی لینکهای صفحه نخست که به طور نرمال بین ١ تا ٤ ساعت باید در صفحه نخست باشد را در چند دقیقه به صفحه دوم می فرستند بدون آنکه بازدید کننده ای داشته باشد. بدیهی است که در صورت تداوم این کار وبلاگ نویسان مستقل دلسرد شده و از گذاشتن مطالب در سایت خودداری خواهند کرد.
همچین پیش از داغ شدن لینکی از سخنرانی های بنی صدر ابتدا هواداران او تمام لینکهایی که نیاز به ١ تا ٤ رای برای داغ شدن دارد را داغ می کنند و هر چه لینک در صفحه اول است را می سوزانند و سپس لینک بنی صدر را داغ می کنند که گاهی بدلیل نبودن لینکی برای داغ شدن، ساعت ها لینک بنی صدر به عنوان لینک اول در صفحه نخست است.
در ابتدا نیز هواداران بنی صدر با آیدی های شناخته شده این کار را انجام می دادند اما پس از اعتراض تعدادی از کاربران، آیدی های یدکی و ناشناس تر این کار را انجام می دهند.
در زیر چند نمونه از لینکهایی که در هفته گذشته در چند دقیقه با داغ کردن فله ای لینک از صفحه نخست خارج شده اند آورده شده است. هر سه لینک در کمتر از ٢٠ دقیقه به صفحه دوم فرستاده شدند










Sunday, November 17, 2013

دو ضد انقلاب صهیونیستی که می خواهند مذاکرات هسته ای را به شکست بکشانند



دو ضد انقلاب صهیونیستی که می خواهند مذاکرات هسته ای را به شکست بکشانند، ایران را در تحریم نگهدارند و بهانه برای حمله نظامی امریکا و نابودی ایران را فراهم کنند.

Saturday, November 16, 2013

مصاحبه ی ویژه با امام حسین (ع) به مناسبت عاشورا



مهمان امروز ما امام حسین (ع) فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا، اعزامی از مدینه.

مجری : السلام علیک یا اباعبدلله.
امام حسین : و علیکم السلام.

مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟
امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه.

مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعن آب نخورد؟
امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد.

مجری : وقتی ابو الفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان حسین تشنه هستند و آب نخورد. ابو الفضل که کشته شد و باز نگشت. چه کسی فکر او را خوانده است؟
امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند به قاتل خود گفته است که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند.

مجری : شما عید غدیر امسال چه کار کردید؟
امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟

مجری : روزی است که پیامبر اسلام پدر شما را به عنوان جانشین اول خود معرفی کرده است.
امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود. گیرم که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟
امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ٥ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود. مگر سد فرات را شکسنته بودند که تا رکاب اسبمان بالا بیاید؟

مجری : همه می‌گویند شما حتا آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورا نوره کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟
امام حسین : ما برای خوردن فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است و هر آبی به معده‌اش نمی‌سازد.

مجری : سرنوشت شهربانو چه شد؟ چرا میان اسیران شام نبود؟
امام حسین : شوخی کردم بابا. شهر بانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب نوه های من را به شاهان ساسانی برسانند تا شما ایرانی‌ها خوشتان بیاید.

مجری : علی شریعتی در کتابی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟
امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم  شتر زینب بسته بود.

مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را نیز می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟
امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.

مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟
امام حسین : قیمه پلوی نذری.


Wednesday, November 13, 2013

شکنجه ی دردناکی که عاشورای سال گذشته در اوین به مهدی خزعلی دادند


مهدی  خزعلی در سایت خود خاطره ای از شکنجه شدنش در عاشورای سال گذشته بیان کرده است که به شرح زیر است:

«امشب به روضه خانه پدری رفتم، در فرازی پدر اشعار مرثیه ام البنین را خواندند و ناخواسته مرا به سال گذشته و بند ٢٤٠ و سلول انفرادی سرد و نمور ٣٣ بردند، محرم شد و هر چه از آنها خواستم که ای مسلمان ها بعد از اذان ١٠ دقیقه روضه برایمان پخش کنید، نکردند که نکردند، حتی شب تاسوعا و عاشورا ما را از روضیه حسین ابن علی علیه السلام محروم داشتند...».

تا آنجا که می دانیم بیش از یک ماه پیش برای این آقا ٦ سال زندانی بریدند و همچنین پدر گرامیشان ایشان را عاق و طرد نموده بودند! حالا ایشان در خانه پدری همانجا که طرد شده است نشسته و قیمه پلو ی نذری می خورد و به روضه گوش می دهد. نگویید دلمان می خواهد این آقا به زندان برود! به سید الشهدا نه! اما واقعن برای زندانی سیاسی و اعتصاب غذا و آب ماهیچه دیگر آبرو نگذاشته است. آی  مسلمونا به داد برسید ! کمپین دفاع از روضه حسین و خاک تو سری راه بیاندازید. ظلمی که به  بسیجی خیبر و عزیز زهرا رفته است را محکوم کنید !
احتمالن شکنجه ی دیگری که این آقا شده است این است که در عید غدیر پارسال برایش ترانه ی بندری پخش کرده اند اما او را به درخت بسته اند تا نتواند بندری برقصد.

گفتگوی جنجالی تازه جواد ظریف با یک خبرنگار صهیونیستی


محمد جواد ظریف هنگام ترک جلسه ٥ +١ با یک خبرنگار صهیونیستی مصاحبه کرد که به شرح زیر است.

خبرنگار صهیونیستی : سلام علیکم آقا. خسته نباشید.
جواد ظریف : و علیکم السلام و رحمت الله.

خبرنگار صهیونیستی : نام شما جواد ظریف است؟
جواد ظریف : نه بابا. نام واقعی من محمد است اما چون آدم جوادی هستم و دروغ های ظریفی می گویم از این روی به من می گویند جواد ظریف.

خبرنگار صهیونیستی : آقای احمدی نژاد هولوکاست را افسانه خواند. دیدگاه شما چیست؟
جواد ظریف : آن مردی که به نظر می آمد این را گفته، دیگر رفته است.

خبرنگار صهیونیستی : کجا رفته است؟
جواد ظریف : رفته به ساختمان بغلی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و نشسته کنار دست رفسنجانی و حسن روحانی.

خبرنگار صهیونیستی : شما شیرکوه معارفی را می شناسید؟
جواد ظریف : آره یک کوهی است در استان یزد که معروف حضور همه است.

خبرنگار صهیونیستی : پرسش من جغرافی نبود. ایشان یک شهروند ایرانی هستند که اعدام شدند.
جواد ظریف : از دید ما یک کوه است در استان یزد. پرسش شما صهیونیستی است. هیچ ایرانی به جرم سیاسی تا کنون اعدام نشده است.

خبرنگار صهیونیستی : آقای خامنه ای در سخنرانی تازه خود دولت اسراییل را حرامزاده خطاب کرده است. آیا شما با دیدگاه ایشان موافقید؟

جواد ظریف : در فرهنگ جمهوری اسلامی حرامزاده چیز بدی نیست. سو تفاهم شده است. ما الان خودمان ٣٤ سال است که با حرامزادگی در ایران حکومت کرده‌ایم. برخی از کارگزاران حرامزاده ارسالی ما در خارج از کشور حتا کور مادر زاد هستند تا جایی که ٩٥ میلیارد دلار سرمایه رهبر را به اندازه یک نقطه خاکستری هم نمی ببینند.

خبرنگار صهیونیستی : شما در پاسخ به پرسشی گفتید مجید توکلی را نمی‌شناسید. دوست صمیمی شما حمید دباشی در حمایت از او عکسی با روسری در صفحه فیس بوکش گذاشته بود. شما دلیل آن را نپرسیدید؟

جواد ظریف : نه. من گمان کردم نایاک می‌خواهد با این حرکت به آمریکایی‌ها ثابت کند که در ایران تبعیض جنسی وجود ندارد و مردان نیز روسری می‌پوشند. یا اینکه آقای دباشی در اعتراض به نبود حجاب اجباری در کشور اسراییل روسری پوشیده است. ایشان به مسایل فلسطین عزیز بیشتر توجه دارند.

خبرنگار صهیونیستی : رویکرد دولت در بهبود اقتصاد ایران چیست؟
جواد ظریف: باید از وزیر اقتصاد بپرسید، اما همین که اجازه ندادند نرخ دلار به زیر ٣ هزار تومان بیاید خودش خوب است.

خبرنگار صهیونیستی : پاسخ نهایی شما به ٥ +١ چیست؟
جواد ظریف : می‌شود ٦

خبرنگار صهیونیستی : چند تا اسم می‌برم دیدگاه خودتان را بگویید :
    پور محمدی؟
    کمپین حقوق بشر خاوران.

    نعیمه اشراقی؟
    فتو شاپ.

    نسرین ستوده؟
    نمی‌شناسم.

    مسعود ده نمکی؟
    بن افلک.

    مهدی خزعلی؟
    معجزه آب ماهیچه.

   فرخ نگهدار؟
   شما باز که گیر دادی به سو تفاهم حرام زاده.

   زندان اوین؟
   نمی‌دانم کجاست.

  اعدام؟
  متاسفانه در برخی از کشورها مانند ایالات متحده هنوز وجود دارد.







Saturday, November 9, 2013

پشتیبانی آیت الله بنی صدر از دولت سپهبد زاهدی در ٢٨ مرداد




جهت گیری سیاسی آیت الله بنی صدر پدر ابو الحسن بنی صدر در ٢٨ مرداد :

حمایت آیت‌الله بنی‌صدر پدر ابوالحسن بنی صدر از دولت دکتر مصدق و جبهه‌ی ملی پس از اختلاف آیت‌الله کاشانی با ایشان کمرنگ شد. پس از ماجرای ۲۸ مرداد گروهی از مردم همدان جهت کسب تکلیف در منزل آیت‌الله بنی‌صدر اجتماع کردند. او خطاب به آنان گفت‌: «من تکلیفم این هست که از دولت حاضر حمایت کنم» (مصاحبه با حسن مشتاق).

اکنون پرسش ما از ابوالحسن بنی صدر که همواره پشت قاب عکس دکتر مصدق پنهان شده تا خیانت های خود به ایران را سرپوش بگذرد این است که :

 آیا پدر گرامیتان کار خوبی کرده یا نه؟ آیا حاضرید او را نیز نقد کنید؟ در ضمن شما آن وقت کجا بودید؟ آیا به حرف پدرتان گوش کردید یا او را متهم به همدستی با انگلستان و امریکا کردید؟ شما که در همه این سالها همه را متهم به گرفتن پول از سازمان سیا کرده اید آیا پدرتان نیز از سازمان سیا پول گرفت یا تنها فردی بود که محض رضای خدا هوادار سپهبد زاهدی شد؟ اگر پدرتان از سازمان سیا پول گرفته است از آن پول چیزی به شما رسیده است یا نه؟

منبع:http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2311 

Friday, November 8, 2013

همکاری عشایر کرمانشاه و گارد جاویدان کورش کبیر در شکست بابل

عکس : سمت راست  گارد جاویدان هخامنشی . عکس چپ عشایر  کرد اوایل سده ٢٠ میلادی  

یکی از بخش های جالب زندگی شاهنشاه کورش هخامنشی شکست سپاهیان بابل و در نتیجه فتح بابل است. پادشاه بابل نابونید از خواهر زن کورش کبیر، آناهیتا، خواستگاری کرده بود و پس از آنکه پاسخ رد شنیده بود سپاهیان خود را به فرماندهی دو پسرش روانه ایران کرد. تاریخ دانان لشکر کشی بابل به ایران را بزرگترین اشتباه سیاسی-نظامی دنیای باستان می دانند زیرا در نتیجه آن شهر ٢٠٠٠ ساله بابل سقوط کرد و دیگر هیچگاه حکومت مستقلی در آن پا نگرفت. سیر سپاه بابل به ایران مسیر قصر شیرین -کرمانشاه بود. فرماندار محلی کرمانشاه کیلپار با پیکی نزدیک شدن سپاه بابل را به آگاهی کورش کبیر که در آن هنگام تعطیلات نوروزی را در همدان می گذراند رساند. کورش نیز از او خواست تا راه را بر سپاهیان بابل ببندد و پیکی نیز به پارس فرستاد تا نیروی کمکی بفرستند. سپس خود با گارد سواره جاویدان که در همدان داشت به سرعت سپاه بابل را دور زد. سپاهیان کیلپار که از عشایر کرد کرمانشاه بودند در گردنه پاتاق راه را بر سپاه بابل بستند. کورش نیز از پشت خود را به آنها رساند و سپاه بابل میان عشایر کرمانشاه و گارد جاویدان قرار گرفت و متلاشی شد. (کتاب سرزمین جاوید - پوشینه نخست، بخش فرمانروایی کورش).


در درازای تاریخ ایران همواره همبستگی اقوام ایرانی بوده است که موجب ماندگاری ایران شده است.