Tuesday, January 15, 2013

شواهد دزدیده شدن انقلاب سکولار ۵۷ بوسیله خمینی

شواهد زیر ثابت می کند که خمینی در انقلاب ۵۷ کاره ای نبوده و انقلاب را از رهبران اصلی آن دزدیده است :

شعارهای اصلی انقلاب اینها بود : "الله واکبر ، حاج سید جوادی رهبر"، "استقلال آزادی جمهوری ایرانی" ...ملت عکس بازرگان را در ماه  و ریش ابراهیم یزدی را لای قرآن دیده بودند، نه فرد دیگری! ...در نوفل لوشاتو که انقلابیون جمع می شدند برای دیدار با بنی صدر بود نه کس دیگری!... در فرودگاه مهرآباد روز ۱۲ بهمن سرود رجوی ای امام خواندند نه چیز دیگری!...اون عکسی که در ماه همه دیدند عکس قطب زاده بود، نه کس دیگری!...قانون اساسی را بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر نوشته بودند نه مطابق قرآن و نهج البلاغه! ...رفراندوم نوع حکومت که حزب توده و جبهه ملی برایش تبلیغ می کردند جمهوری سکولار بود نه جمهوری اسلامی!...








خاطرات حاج سیاح درباره وضع اجتماعی ایران در سالهای پایانی حکومت قاجار




  «حاج سياح » محقق و جهانگرد ايراني، در بازگشت از سفرِی به دور دنيا در کتاب «خاطرات » خودش که از جالبترين آثار زبان فارسِی قرن حاضر است در توصيف وضع اجتماعِی ايران آنروز نوشت : "جماعت عمامه به سر همه جا را پر کرده اند و همه مقامات را صاحب شده اند. کسِی نمي داند کداميک از آنها فهم و سواد دارد و کدام ندارد. همه نام آيت اله و حجت الاسلام و شيخ و ملادارند، و کارشان اين ست که به اسم شريعت هر چه مي خواهند بکنند و جلو هرچه را که نميخواهند بگيرند. تکفيرمي کنند. معامله بهشت و جهنم مي کنند. کسِی جرئت ندارد بگويد آقا دروغ مي گويد، زيرا بيرق واشريعتا بلند مي شود.به آنها ايراد مي گيري، مي گويند ايراد به مجتهد جايز نيست. تکذ يب مي کني، مثل اين است که خدا و پيغمبر را تکذيب کرده اي. به هيچ آخوند گردن کلفتی نمي توان گفت که مجتهد نيست يا عادل نيست، زيرا جمعی قلچماق پشت سرش دارد که هر چه بگويد مي کنند. … و اما مردم، گرد اندوه بر روِی همه نشسته،  رنگها زرد، بدنها لاغر، لباسها کثيف، لبها آويخته، چشمها بر زمين. گويا خرمی  و نشاط از اين مملکت بار بسته است و بغير از نوحه وگريه چيزِی نمانده است. آنچه از اسلام باقی است زيارت رفتن و نماز جمه خواندن و نعش کشی است، وگرنه واجبات شرع متروک است».

اگر حاج سیاح دیگری امروز بخواهد درباره ایران بنویسد، چه خواهد نوشت ؟

…و در آخرين سال همين قرن ، حاج سياح ديگرِی که قصد وقايع نگارِی داشته باشد، احتمالا در توصيف وضع اجتماعِی ايران سال ۲۰۰۰ خواهد نوشت :»….جماعت عمامه به سر همه جا را پر کرده اند و همه مقامات را صاحب شده اند. کسِی نمي داند کداميک از آنها فهم و سواد دارد و کدام ندارد. همه نام آيت اله و حجت الاسلام و شيخ و ملادارند، و کارشان اين ست که به اسم شريعت هر چه مي خواهند بکنند و جلو هرچه را که نميخواهند بگيرند. تکفيرمي کنند. معامله بهشت و جهنم مي کنند. کسِی جرئت ندارد بگويد آقا دروغ مي گويد، زيرا بيرق واشريعتا بلند مي شود.به آنها ايراد مي گيري، مي گويند ايراد به مجتهد جايز نيست. تکذ يب مي کني، مثل اين است که خدا و پيغمبر را تکذيب کرده اي. به هيچ آخوند گردن کلفتی نمي توان گفت که مجتهد نيست يا عادل نيست، زيرا جمعی قلچماق پشت سرش دارد که هر چه بگويد مي کنند. … و اما مردم، گرد اندوه بر روِی همه نشسته،  رنگها زرد، بدنها لاغر، لباسها کثيف، لبها آويخته، چشمها بر زمين. گويا خرمی  و نشاط از اين مملکت بار بسته است و بغير از نوحه وگريه چيزِی نمانده است. آنچه از اسلام باقی است زيارت رفتن و نماز جمه خواندن و نعش کشی است، وگرنه واجبات شرع متروک است».


برگرفته از کتاب تولدی دیگر نوشته اندیشمند فرزانه دکتر شجاع الدین شفا 



Friday, January 11, 2013

چرا اسلامگرایان و چپی ها با نادر شاه و رضا شاه دشمنی می کنند ؟



نادر شاه افشار برجسته ترین ژنرال جهان، دست کم در ۵۰۰ سال گذشته است. در زمانی کوتاه فتنه افغان را فرو نشاند و تمامی سرزمینهای اشغال شده ایران را از عثمانی و روسیه باز ستاند. اسپانیا و پرتغال را که در آن زمان بر بسیاری از نقاط جهان از جمله آمریکای جنوبی تسلط کامل داشتند در خلیج پارس در هم کوبید و هر دو را از ابرقدرتی انداخت  و تمامی جزایر خلیج پارس و سرزمینهای جنوبی آن را به زیر کنترل ایران در آورد. هندوستان را که سفیرش را کشته بودند اشغال کرد و مرز ایران را به پیشاور رساند.

رضا شاه در شرایطی ظهور کرد که ایران نه تنها دیگر در شمار کشورهای نیرومند جهان نبود ، بلکه در سده ۱۷ درجا زده بود و یکی از عقب مانده ترین کشورهای جهان بود. احمد شاه  قاجار بیشتر وقت خود را مشغول خوشگذرانی  در فرنگ بود و سالی ۱۵ هزار پوند از دولت انگلستان حقوق می گرفت. درباریان فاسد قاجار هر کدام وابسته به یکی از دولت های روسیه و انگلیس بودند و با کمال بی شرمی به آن افتخار می کردند.  کشور در خطر تجزیه بود و در هر گوشه  از ایران شخصی برای خود حکمرانی می کرد. خوزستان با دسیسه انگلستان و تقویت شیخ خزعل کارش تقریبا تمام بود. بزرگترین زمینداران و صاحبان ثروت شاهزاده های قاجار مانند عبد الحسین فرمانفرما و آخوندها بودند.  شاهان قاجار سابقه صدر اعظم  کشی داشتند و پیش از آن امیر کبیر ، قائم مقام فراهانی و حتا ابراهیم خان کلانتر شیرازی که با خیانت به شهریار زند ( لطفعلی خان) آنها را به پادشاهی رسانده بود کشتند. این بار شاه بی عرضه قاجار که نمی توانست با یک دست خط همایونی رضا خان سردار سپه را به دژخیم بسپارد با کمک سید حسن مدرس ( آخوندی که جمهوری اسلامی عکس او را روی ده تومانی چاپ کرده است) و شیخ خزعل تصمیم به ترور نخست وزیر کشور گرفتند که رضا خان از این ترور جان سالم بدر برد تا شاه تروریست قجری که چپی ها او را دموکرات می خوانند و شیخ خزعل آخرین امیدشان نقش بر آب شود.

رضا شاه پس از خواباندن شورشهای استانهای مختلف ، امنیت را برقرار کرد، زیر ساختهای مدنی و مدرنیه را در ایران پایه گذاری کرد ، آموزش و پرورش و دانشگاه بنیان نهاد، جوانان با استعداد ایرانی را برای آموختن دانش نوین به اروپا فرستاد، آرامگاه بزرگان ایران زمین مانند فردوسی و پورسینا و رازی را بگونه که در خور آنها باشد ساخت و برای فردوسی گرامی جشن هزاره برگزار کرد و دهها کار بنیادی دیگر که هدف این نوشته نیست .

دلیل مخالفت آخوندها با شاهنشاهان افشار و پهلوی :

نادر شاه بساط مفتخوری آخوندها را در ایران برچید و گروهی از آنها بویژه آخوند های اصفهان به کربلا و نجف گریختند ، گروهی از آنها که علیه نادر شاه تبلیغ و دسیسه می کردند ، تنبیه یا کشته شدند و نادر شاه که بدرستی در یافته بود دامن زدن به جنگ شیعه و سنی بسود کشورهای رقیب اروپایی است تبلیغات منفی که دکانی برای آخوندهای شعیه بود را ممنوع کرد.
و اما رضا شاه دست آخوندهای زالو را یکسره از جان و مال و ناموس مردم ایران کوتاه کرد، دادگستری را از آنها گرفت ، آموزش  و پرورش مدرن جای خود را به  مدرسه های طلبگی آخوندها داد ، زن را از اندرونی سیاه قاجار بیرون کشید و ناسیونالیسم ایرانی را که یعقوب لیث صفاری با درگذشت زود هنگام  نتوانست پیاده کند ، پس از ۱۴۰۰ سال در ایران زنده کرد و گاه شمار ایرانی را جایگزین ماه های قمری کرد . سه مورد آخر گناهی نا بخشودنی در نزد آخوند هاست زیرا با این همه چماق کشی و تبلیغ خرافات نتوانستد زن ایرانی را به اندرونی سیاه قاجار باز گردانند و مردمی که به خود آگاهی ملی رسیدند روزبروز ناسیونالیست تر می شوند.

دلیل مخالفت چپی ها با شاهنشاهان افشار و پهلوی :

پس از روی کار آمدن سلسله پهلوی بچه آخوندها و شاهزاده های قاجار که کل منافعشان بر باد رفت بهترین راه مخالفت خود را عضویت در حزب توده و دیگر احزاب چپ  دیدند و اگر دقت کنید سران اصلی چپ اکثرا بچه آخوندها  مانند  کیانوری (نوه شیخ فضل الله نوری) از سران حزب توده  و شاهزاده های قاجارمانند  زن کیانوری مریم فیروز ( دخترعبد الحسین فرمانفرمای قجری ) مؤسس سازمان زنان حزب توده، و مظفر فیروز( پسر نصرت الدوله فیروز قجری)  بودند . دلیل دشمنی بخش آخوندی احزاب چپ  با نادر شاه و رضا شاه در بالا توضیح داده شد.
اما دلیل دشمنی بخش قاجاری سران احزاب چپ با نادر شاه این است که پدر بزرگ فتحعلیشاه قاجار با نام فتحعلی خان در زمان نادر شاه داعیه پادشاهی داشت و پس از شکست از نادر شاه کشته شد و پادشاهی ننگین قاجار ۵۰ سال به تاخیر افتاد. رضا شاه نیز سلسله قاجار را که در درازای ۱۳۵ سال جز خفت و خواری چیزی برای ایران نداشتند بر انداخت. دلیل دیگر آن نیز جهان وطنی بودن برخی از هواداران احزاب چپ که کلا با مفاخر ملی ایران دشمنی می کنند.

اسلام گرایان و چپی ها ( بچه آخوندها و بازماندگان قاجار) چگونه  نادر شاه و رضا شاه را ترور شخصیت کنند ؟

تمام خدمات نادر شاه به ایران را نادیده می گیرند و تنها می گویند پسرش رضا قلی میرزا را کور کرد! کور کردن رضا قلی میرزا در اثر یک سو ظن پیش آمد و نادر شاه بازمانده عمرش را دچار ناراحتی روحی و روانی شد. دربرابر، شاه عباس صفوی که سر پسرش را برید و یک هفته آن را پای سفره می گذاشت و دو پسر دیگرش را کور کرد به دلیل آخوند نوازیش کسی علیه او تبلیغ نمی کند . همچنین نادر شاه را بدلیل حمله به هند شخصی شبیه چنگیز خان معرفی می کنند که کمال بی شرمی و بی انصافی این دو گروه است . درباره رضا شاه نیز می کوشند او را عامل  انگلستان معرفی کنند و تغییرات بزرگی را که  در زیر ساخت جامعه مدنی ایران بوجود آورد در حد ساختن چند پل و راه آهن که البته آن ساختمان ها نیز در نوع خود شاهکاری است، پایین بیاورند.  نادر شاه در دشت مغان از سوی سران کل ایران زمین به پادشاهی برگزیده شد و رضا شاه با رای مجلس شورای ملی . این دو گروه همواره کوشیده اند این دو گزینش را تقلبی جلوه دهند . پرسش اینجاست که شاهان ننگین  و آخوند نواز قاجار مگر جز این است که با زور شمشیر یک خوجه خون آشام  بر روی کار آمدند ؟ رفتار قاجارها با شاهزادگان زند چگونه بود ؟ لطفعلی خان، شهریار زند، محبوب دل ایرانیان را چگونه کشتند ؟ بگفته شرق شناسان  لطفعلی خان زند ۲۰۰ سال از نظر فکری از زمان خودش جلوتر بود و هم او بود که آخرین امید ما برای صنعتی شدن و ماندن در جمع کشورهای نیرومند جهان بود.

 در پایان کافیست به نامه مثلا اعتراضی بچه آخوندی به نام احمد صدر حاج سید جوادی به سید علی خامنه ای اشاره شود . حاج سید جوادی در آن نامه با ابراز شادمانی از سقوط سلسله پهلوی در جایی از نامه می گوید نیروهای امنیتی رژیم در آدم کشی روی نادر شاه را سفید کرده اند . این عزیزان قجری و آخوند زاده  که مسوول تمام سیه روزی های مردم ایران در ۲۰۰  سال گذشته هستند باید بدانند زمستان به پایان خود بسیار نزدیک است و رو سیاهی به آنها می ماند.

شادمانی مریم فیروز موسسس سازمان زنان حزب توده ( نتیجه فتحعلیشاه قاجار) ازپیروزی انقلاب اسلامی پس از ۳ دهه جنایات رژیم و قدردانی او از خمینی.  پدرش عبدالحسین فرمانفرمای قاجار از بزرگترین دزدان و رانت خوران زمان خودش بود . برادرش نصرت الدوله فیروز از شرکت نفتی انگلستان ۲۰ هزار پوند رشوه گرفته بود. رضا شاه تمام پول را از او گرفت و به
 خزانه دولت واریز کرد و در زندان در گذشت




مریم فیروز ( شاهزاده قاجار) و همسرش نورالدین کیانوری ( نوه شیخ فضل الله نوری) هر دو از سران حزب توده . همدستی بچه آخوندها و شاهزادگان قاجار یکی از دلایل اصلی فاجعه جمهوری اسلامی 


دیدار همسر سید حسین فاطمی ( بچه آخوند) وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق و از دشمنان قسم خورده شاهان پهلوی،  با احمدی نژاد رییس جمهور دولت کودتا 

ابوالحسن بنی صدر ( بچه آخوند) شخصی که در پی اختلاف با خمینی و سران حزب جمهوری اسلامی  به پاریس گریخت، اما نام نشریه اش همچنان انقلاب اسلامی است

آرامگاه نادر شاه یکی از نوابغ ایران زمین که در زمان رضا شاه پهلوی ساخته شد . روان هر دو شاد باد
احمد صدرحاج سید جوادی جد اندر جد آخوند زاده شخصی که نسبش به حسن امام دوم شیعیان می رسد ،  حتا در نامه اعتراضی به رژیم بیشتر به پهلوی ها و نادر شاه حمله می کند 
                                                                                                                                                                              

Sunday, January 6, 2013

سند پشتیبانی بنی صدر از اشغال سفارت امریکا در سال ۵۸ و دروغ های امروز او





مقاله بنی صدر ۱۴ آبان ۱۳۵۸ در روزنامه انقلاب اسلامی شماره ۱۱۱ :

بنی صدر در مقاله ای به نام " انقلاب و آمریکا"  پس ازمقدمه ای با برشمردن نکات مثبت و منفی اشغال سفارت امریکا از دید خودش چنین می گوید:    " اشغال سفارت آمریکا نشانة کمال هوشیاری مردم و بیانگر قاطعیت نسل جوان امروز کشور در دفاع از استقلال کشور و انقلاب خویش است.  یک بار دیگر جهان در برابر این واقعیت قرار گرفت که مخالفت و نفرت مردم ما نسبت به شاه سابق و گردانندگان رژیم او و دستیاران ایرانی آمریکا، عمیق و بسیار عمیق است. آدمک برفی تبلیغاتی که در جهان طی هشت ماه دربارة احساس پشیمانی مردم ما براه انداخته بودند، ذوب شد. یک بار دیگر نسل جوان کشور اراده قاطع خود را به پیروز گرداندن انقلاب اظهار کرد. این نسل نشان داد که سخن امام حرف دل او است و این ملت تا همه جا حاضر است و همیشه آماده قبول محرومیت های بزرگ بوده و هست. این ملت در اقدام خود نگران عکس العمل های آمریکا نیست."

سخنان امروز بنی صدر درباره اشغال سفارت امریکا در مصاحبه با خودنویس :

" بنی صدر به خودنویس گفت که این دانشجویان در قبال مردم ایران مسوول‌اند و هم باید واقعیت را بگویند، خطای خود را بپذیرند و هم از مردم پوزش بخواهند، چون مردم ایران هستند که بهای کار آنها را پرداخته‌اند....

ابوالحسن بنی‌صدر در پایان توضیح داد که بر اساس تحقیقاتی که در آمریکا انجام گرفته، از جمله در ۱۹۸۳ تحقیق رابرت پاری در باره «اکتبر سورپریز» دو سند مهم پیدا کرده نشان می دهد طراحان این عمل، راکفلر و کیسینجر بوده‌اند که در پی مراجعه*  اشرف پهلوی به آنها این طرح را ریخته‌اند برای اینکه محمدرضا پهلوی را به آمریکا بیاورند. به گفته بنی‌صدر، این طراحان با کار خود خواسته‌اند تحولی را در وحیه جامعه آمریکا بوجود بیاورند و به کارتر و«کارتریسم» خاتمه بدهند و «ریگانیسم» را جانشین آن کنند که کردند."

بنی صدر جان آن روز که نام مردم ایران را برای این کار کثیف به سود اقلیت اوباش خط امامی مصادره کردی دروغ گفتی. امروز نیز که آن را با یک داستان سرایی کودکانه دسیسه اشرف پهلوی می نامی باز هم دروغ می گویی. چگونه است که در آن روزها اشغال سفارت امریکا را نشانه هوشیاری مردم ایران نامیدی و امروز می گویی اشغال گران سفارت باید از مردم ایران پوزش بخواهند ؟ آقای بنی صدر هیچ کشوری تا کنون با دروغ به آزادی، دموکراسی  و جمهوریت نرسیده است. چنانچه دروغ های شما در نوفل لوشاتو برای بزک کردن خمینی ، فریب افکار عمومی و قالب کردن او به مردم ایران با نشان دادن باغ سبز جمهوری شبیه فرانسه موجب فاجعه جمهوری اسلامی شد.  شاید بهتر باشد پس از ۶۰ سال دروغ گویی و به ویرانی کشاندن یک کشور چند هزارساله کمی راست بگویید.

خدایا کشور ایران را از دروغ ( سخنان بنی صدرها )، دشمن ( بنی صدرها)، و خشکسالی ( مغز خشک اسلام گرای بنی صدرها ) در امان دار!



Friday, December 7, 2012

هشداری به علیرضا نوری زاده درباره تبلیغ برای خود گردانی




جناب نوری زاده چند گاهی است که شما تبلیغات گسترده ای را آغاز نموده اید تا طرح خودگردانی استانها را در اندیشه ایرانیان جا بیاندازید. در این راه مرتب تبلیغ می کنید که آقای مصطفی هجری، خالد عزیزی، و عبد الله مهتدی عاشق ایران هستند و جانشان ایران است. آقای مصطفی هجری در نوشته ای به زبان کردی گفته های شما را رد کرد ، شما در یکی از برنامه هایتان گفتید هنوز آن نوشته را نخوانده اید ممکن است خواهش کنیم آن را بخوانید و صادقانه و شفاف در برنامه روزانه خود آن را با ایرانیان در میان بگذارید ؟
شما همچنین در یکی از برنامه هایتان فرمودید پیش نویس قانون فدرال آینده ایران را با جمعی از دوستان تهیه کردید و  کوشیدید آن را به امضا اوپوزیسیون خارج کشور برسانید اما توفیقی نیافتید.  پرسش اینجاست که چه کسی به شما و دوستانتان پروانه داده در غیاب مردم ایران نوع نظام آینده  را مشخص کنید ؟ همواره گفته اید که تنها ژورنالیست و شاعر و نویسنده هستید و سیاستمدار نیستید ! آیا کار یک ژورنالیست تهیه پیش نویس قانون اساسی است ؟

چند روز پیش در یکی از برنامه هایتان با شاهزاده رضا پهلوی گفتگو داشتید و چند بار با رندی ژورنالیستی کوشیدید  از زبان ایشان واژه ای در تایید نظام خودگردانی بگیرید که خوشبختانه ایشان در دام آن نیفتاد. اما پس از آن مرتب با استفاده از آن گفتگو زیرکانه برای نظام خودگردانی و مدرسه به زبان مادری تبلیغ می کنید. بدیهی است که در ایران آینده هر کسی حق دارد زبان مادری خود را بیاموزد اما پایه آموزش و پرورش ایران بر زبان ملی ایرانیان است و بهترین شیوه ارائه زبان محلی به گونه دروس اختیاری است. جناب نوری زاده اگر منظور شما از خودگردانی این افتضاحی است که در عراق شاهد آن هستیم، هرگز! گر چه دولت مالکی دولت مطلوبی نیست اما این قضیه بهیچ وجه شاخ شانه کشیدن های مسعود بارزانی و خودسری های او را توجیه نمی کند و استدلال های شما  برای تبرئه وی درست نمی باشد.

کسانی که شما به عنوان عاشقان ایران ازشان یاد می کنید در گذشته ای نزدیک بیانه ای مشترک بیرون داند ( حزب دموکرات و کومله) که بوی تجزیه طلبی می داد . ممکن است بگویید چرا آن را برای بینندگان خود نخواندید ؟ شوربختانه آقای مهتدی نیز که چند سالی روش معقولانه تری نسبت به سایرین داشت با این بیانه تمام رشته ها را از نو پنبه کرد. آقای خالد عزیزی نیز مرتب در جلسات تجزیه طلبی شرکت می کند . اینکه شخصی یا گروهی تنها به زبان بگویند ما تجزیه طلب نیستیم کافی نیست. این گروه ها همواره در سخنان خود از واژه جعلی " ملیت ها" استفاده می کنند، از پرچم ایران مانند جن و بسم الله می گریزند و در جلسات خود از پرچم های من درآوردی استفاده می کنند . آیا عاشقان ایران باید رویکردشان بدین گونه باشد ؟ چگونه این کنش ها را توجیه می کنید ؟ چرا می خواهید موجب فریب افکار عمومی شوید ؟

در آینده ایران،  سیستمی شبیه انجمن های ایالتی و ولایتی و اختیار در هزینه بودجه های داخلی استانها  و عدم تمرکز صنعتی و دانشگاهی می تواند مفید باشد. وارونه آنچه تبلیغ می شود در ایران هیچگاه نظام فدرالی وجود نداشته است. نظام ساتراپی که شاهنشاه داریوش بزرگ  بنیانگذار آن بوده است، فدرال نبوده است و پادگانهای نظامی درهر ساتراپی کاملا جدا از حاکم محلی و زیر نظر مستقیم دولت مرکزی اداره می شده است و ساتراپ ها تنها حق داشتن تعدادی محافظ ارگ و اسکورت را داشته اند و می توانستند به نام پادشاه ایران سکه نقره ضرب کنند، اما حق ضرب سکه  طلا نداشتند.

فدرالیسم قومی و قوم گرایی همانند مذهب گرایی در امر سیاست چیزی عقب مانده است و دموکراسی به بار نمی آورد.  نگاهی به شوروی سابق بیاندازید ، عراقی که اکنون در آستانه جنگ داخلی است را  ببینید ، جمهوری فدراتیو روسیه را ببینید. کدام یک خوشبخت شدند ؟

با سپاس.

پاینده ایرانی یکپارچه ، آزاد و آباد.

Thursday, December 6, 2012

بکار بردن واژه جعلی "خلیج ع.ر.ب.ی" توسط کنفدراسیون دانشجویی مخالف شاه



متن: حمله شاه به کنفدراسیون، کوششی در راه سرپوشی تجاوز نظامی ایران به 

ظفار و خلیج ع.ر.ب.ی 


سندی دیگی از میهن فروشی کنفدراسیون دانشجویی  که همواره متهم به گرفتن پول از کشورهای عربی و کمپانی های نفتی برای مخالفت با رژیم پهلوی بودند. دستکم بکار بردن واژه جعلی برای خلیج همیشگی پارس خود سندی از روابط پنهان آنها با کشورهای عربی است.  




از راست به چپ: مهدی خانبابا تهرانی و منوچهر ثابتیان دو تن از سران کنفدراسیون دانشجویی که ۶۰ سال است با پنهان شدن پشت نام ۲۸ مرداد میهن فروشی می کنند 




Sunday, December 2, 2012

نتیجه گیری منطقی از سخنان تمساح یزدی علیه میهن دوستی





تمساح یزدی : تلاش در راه حفظ وطن چیز کوچکی است که در بین حیوانات نیز مشاهده می‌شود.
نتیجه گیری منطقی:  آخوندها تلاششان در زندگی از حیوانات کمتر است.

تمساح یزدی: نعمتی که از سوی امام حسین(ع) به انسان‌ها رسیده است تا روز قیامت توسط شخص دیگری نخواهیم دید.
نتیجه گیری منطقی: بزرگترین نعمتی  که به انسانها رسیده است قیمه پلو نذری عاشورا است .

تمساح یزدی:  بین فرهنگ اسلام و فرهنگ های دیگر تفاوت‌های بسیاری وجود دارد که ارزش‌های اسلامی انسان را پرواز می‌دهد.
نتیجه گیری منطقی: هواپیمایی بویینگ دارای فرهنگ اسلامی است.

تمساح یزدی:  در تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام، در مواردی معدود همانند دفاع مقدس به چشم می‌خورد که زمینه‌ای فراهم شد تا عده‌ای در مسیر حسین بن علی(ع) جان خود را نثار کنند.
نتیجه گیری منطقی:  خدا را شکر که  موارد زیادی  در این ۱۴۰۰ سال زمینه فراهم  نشد وگرنه  تا به حال نسل ایرانیان منقرض شده بود.

تمساح یزدی: شهدا به خاطر ادامه هدف و مسیر امام حسین(ع) به شهادت رسیدند که هر کسی این مسیر آنها را ادامه دهد در واقع در راه شکر گزاری عملی آنها قدم برداشته است.
نتیجه گیری منطقی:  آخوندها به قدم نهادن  در راه شکر گزاری عملی هیچ علاقه ای ندارند.

تمساح یزدی: اگر اهداف شهدا را زیر و رو کنیم و به جای ارزش‌های اسلامی، ملیت و آب و خاک را مطرح کنیم شهدا ما را نفرین خواهند کرد.
نتیجه گیری منطقی:  دستاورد رژیم اسلامی برای ایرانیان این بوده است که هر چه از حکومت ننگین  شما می گذرد شهدا بیشتر ما را نفرین خواهند کرد .