Thursday, September 27, 2012

دلیل خالی بودن صندلی های سازمان ملل در هنگام سخنرانی احمدی نژاد- طنز



دلیل اصلی خالی بودن صندلی های سازمان ملل در هنگام سخنرانی احمدی نژاد هاله نور اوست که موجب برق زدگی چشم افراد می شود و آنها نیز سالن را ترک می کنند . پژوهش دانشمندان نشان داده هاله نوری که بر روی سر برخی از افراد است موجب بیماری های چشمی و پوستی می شود، به همین دلیل  در طول تاریخ پیروان امامان  شیعه تعداد کمی از کور و کچل های اطراف سامرا و نجف بودند

Wednesday, September 26, 2012

آقای بنی صدر فلان چیز یعنی چه ؟




آقای بنی صدر حکمت یعنی چه ؟ حکمت همان چیزی است  که درهنگام  پخش آن ما در صف توحید ایستاده بودیم ....آقای بنی صدر انقلاب اسلامی یعنی چه ؟ یعنی فاجعه ای که می توان آن را از تهران به پاریس هجرت داد...آقای بنی صدر معصومیت یعنی چه ؟ یعنی این که برای هر فاجعه ای که در آن مسوول بودی یک کاغذ از بیگناهی خودت اسکن کنی و روی سایت خبری ات بگذاری...آقای بنی صدر سایت خبری یعنی چه ؟  سایت خبری جایی است که ما آن را با منبر و دفتر استفتاءات پدر مرحومان آیت الله بنی صدر اشتباه گرفته ایم...آقای بنی صدر لائیسیته یعنی چه ؟ لائیسیته همان تقیه اسلامی در امر حکومت است...آقای بنی صدر این که شما همه چیز می دانی یعنی چه ؟ یعنی اینکه آدم بدون اندیشه می تواند درباره همه چیز حرف بزند 

Monday, September 24, 2012

شباهت به جان هم افتادن کفتاران اسلامی صدر اسلام و جمهوری اسلامی




در صدر اسلام ۲۵ سال پس از اشغال ایران و مصر تازیان علوی و اموی به جان هم افتادند آن هم بر سر پست و مقام و ثروت های فراوان کشورمان . پیش از آن در زمان عمر و عثمان هر دوی آن خانواده برای کشتار و چپاول ایرانیان هم داستان بودند حتا همان هنگام که به جان هم افتاده بودند برای سرکوب ایرانیان همبسته بودند.  نمونه آن شرکت حسن و حسین با پسر عموهای امویشان در جنگ های مازندران و آذربایجان . عون بن علی برادر آنها در جنگ آذربایجان کشته شد و امروز قبر او در آذربایجان  زیارتگاه شده است. مثالی دیگرهنگامی که یعقوب لیث صفاری بر ضد خلیفه  تازی عباسی قیام کرد خوارج که از دست خلیفه به شرق ایران گریخته بودند در برابر یعقوب با خلیفه متحد شدند و به جنگ ایرانیان آمدند، اما یعقوب در نزدیکی کرمان طومارشان را برای همیشه در ایران به هم پیچید 
امروز نیز باند رفسنجانی و خامنه ای باز بر سر ثروت های ما به جان هم افتاده اند اما  بر سر چپاول و سرکوب ما ملت با یکدیگر هیچ مشکلی ندارند . ترورهای رفسنجانی در خارج و داخل کشور ، ۳۳ میلیارد دلار بدهکاری به بانکهای جهانی برای ساختن چند سد نیمه تمام و غیر کارشناسی، سرکوب و خفقان در دوران مالک اشترعلی به شهر ما خوش آمدی، دزدی ها و فساد مالی خانواده اش، بالا رفتن دلار از ۹۰ تومان به ۷۰۰ تومان در دوره ریاست جمهوری اش و تورم سرسام آور که خودش نام آن را رشد اقتصادی گذاشته بود یادمان نرفته است.  یادمان هست که چگونه کج بر روی صندلی می نشست و جلوی دوربین رقص سر و گردن می آمد و به مردم ایران دهان کجی می کرد

بوی جنگ می آید



خبری شخصی از یکی از دوستان که با یک نظامی آمریکایی در منطقه خلیج پارس دوست است : "ارتش امریکا در حال تولید تعداد زیادی بمب های سنگر شکن و ارسال  آن به منطقه است." آقای خامنه ای کشورمان را به سرنوشت عراق دچار نکن . ایران را به عهد پارینه سنگی نبر . به چاپلوسی چند سردار سپاه و چند فشفشه شهاب  دل خوش نباش . قطع خرید نفت از سوی کشورهای اروپایی، تحریم های بیشتر در راه ، بیانیه ائتلاف دو حزب کردی ( شبیه آنچه پیش از جنگ عراق طالبانی و بارزانی انجام دادند)، و خروج مجاهدین از لیست تروریستی ، همه گویای جنگی زود رس است است

Saturday, September 22, 2012

چگونه با اندرزهای استاد بهرام مشیری از قطارهواداران شاهزاده رضا پهلوی پیاده شدم






راستش چند سال برنامه های استاد مشیری را دنبال می کردم و از شاهنامه خوانی و تاریخ طبری خواندنشان لذت می بردم اما هر گاه ایشان از پادشاهان پهلوی و رضا پهلوی انتقاد می کرد دلخور می شدم و گمان می کردم یک جانبه برخورد می کند. هنگامی که ایشان می گفت مدرنیته را ناصر الدین شاه قاجار به ایران آورد نه رضا شاه یا مثلا اینکه پادشاه با حشم و خدم ایران ناصر الدین شاه بود خیلی تعجب می کردم. هنگامی که ایشان می گفت هنرمندان در دوره پهلوی بویژه خوانندگان در تهی دستی زندگی می کردند یا از آسیب هایی که در دوران پهلوی به هنر و ورزش ایران زده شد سخن می گفتند خشمگین می شدم . اما در دوهفته گذشته دو پیشامد دیدگاهم  را کاملا دگرگون کرد. در پیشامد نخست آقای مشیری در یکی از برنامه ها منشور ملی را از آقای بنی صدر خواندند که بسیار زیبا و دل نشین بود. درباره آقای بنی صدر بویژه در سایت خبریشان پژوهیدم و دیدم برای تمام رخدادهای  بدی که در دوره ریاست شورای انقلاب و ریاست جمهوری شان افتاده یک سند یا کاغذ اسکن کرده دارد که بی گناهی کامل ایشان را ثابت می کند. به این نتیجه رسیدم همانگونه که استاد مشیری گفته بود آقای بنی صدر فرد بسیار بسیار شریفی است. گرچه بعدا معلوم شد که آن منشور مال بنی صدر نبوده و ایشان با رعایت تمامی موازین کپی کاری آن را در سایت خود که انقلاب اسلامی نام دارد گذشته بود و آقا جلال ( جلال آل احمد) نیز بدون مطالعه آن را زیراکس کرده، به دست استاد مشیری داده بود، اما فرقی نمی کند جان سخن مهم است که بسیار شیرین بود. پیشامد دوم این بود که یک شورای قلابی به نام شورای ملی منشوری بیرون داد و استاد مشیری با قاطعیتی مثال نزدنی تمام سازمانها و افراد و گروه هایی که آن را امضا کرده بودند اوپزیسیون های قلابی نامید. در این باره نیز پژوهیدم مثلا گروهی به نام کمپین سفارت سبز منشور را امضا کرده بود. اینجانب هر چه به دنبال سفارتخانه آنها گشتم روزبروز ناامید تر شدم زیرا فهمیدم که این افراد در حال حاضر در هیچ سفارتخانه ای کار نمی کنند. هواداران آیت الله بروجردی گروه دیگری بود اما فهمیدم در بروجرد همچین آیت الهی زندگی نمی کند  و کلا گروهی ساختگی است. گروه دیگر حزب پان ایرانیست برون مرزی بود . خب اگر کسی پان ایرانیست هست چرا در برون مرز است؟ درباره دیگر گروه ها و افراد نیز به نتیجه ای مشابه رسیدم.  افراد  بی طرفداری مانند رضا پهلوی و مادرش نیز امضاء کرده بودند. سپس به این نتیجه رسیدم که استاد مشیری حتا آن چیزهای بدور ازاندیشه مانند ادرار کردن رضا پهلوی بر روی سر مشاور کنونی اش در کودکی ، یا حمل هندمندان قاطی آجر به جشن هنر شیراز در دوران شاه را نیز درست می گفته است. بگمانم آن برنامه ای که به تریتا پارسی می گفت خانم تریتا پارسی نیز دسیسه تلویزیون سلطنت طلب و استبدادی پارس بود که بر روی تصویر استاد مشیری صدا گذاری کرده بودند تا وجهه ایشان را خراب کنند. حال می فهمم که هر آنچه پدران و مادرانمان درباره دوران پهلوی گفته بودند اشتباه بوده است. به هر روی همانگونه که استاد بدرستی تشخیص دادند بنی صدر بهترین شانس ما برای رسیدن  به دموکراسی است . آقای بنی صدر  با ۳۰ سال پاسبانی از انقلاب اسلامی در هجرت آن هم در قلب بزرگترین جمهوری لائیک اروپا یعنی فرانسه توانمندی سیاسی خود را به همگان ثابت کرده است و یک اوپوزیسیون واقعی است. ایشان سابقه مبارزه با رژیم پهلوی و آخرین نخست وزیر حکومت پهلوی، دکتر شاپور بختیار، را در پرونده خود دارد. همچنین در یکی از محله های همدان هواداران بسیار دارد. اینجانب نیز شکل گیری  اتحاد اوپوزیسیونی آقایان مشیری  و بنی صدر را به فال نیک می گیرم و از تشخیص درست و بجای استاد مشیری در وضیعت حساس کشور کمال سپاسگزاری را دارم و  امیدوارم هر چه زود تر به آزادی و دموکراسی برسیم و پیشنهادم به هواداران رضا پهلوی و جمهوری خواهان سکولار و احزاب چپ و دیگر گرایش های سیاسی  این است که به این اوپزیسیون نیرومند و واقعی بپیوندند

Thursday, September 20, 2012

دلایل بی گناهی صد در صد بنی صدر- طنز



ابوالحسن بنی صدر از آغاز انقلاب اسلامی پست های متعددی داشته که مهمترین آن ریاست  شورای انقلاب ، عضو هیات تدوین قانون اساسی و ریاست جمهوری بوده است. در آن دروه اشتباهات و جنایات بیشماری صورت گرفته که ما با پژوهش های فراوان و کارشناسی فهمیدیم بنی صدر در تمام آنها صد درصد بیگناه بوده است: اعدام های فله ای و مصادره اموال مردم بوسیله شورای انقلاب تقصیر آبدارچی شورا بوده نه رییس شورا و پس از آن نیز خمینی و خلخالی گناه کار بوده اند ...نقصهای فراوانی که در قانون اساسی تدوینی وجود داشت تقصیر جوهر خودکار بوده و همچنین چهره نورانی و گول زننده خمینی که موجب فریب بنی صدر شده و گفته بی خیال قانون اساسی خمینی مرد خداست و ظلم نمی کند حالا همین جوری یک چیزی بنویسیم ...حمله به سفارت امریکا و گروگان گیری تقصیر شاه بوده که به مصر رفته بود و همچنین تقصیر دیوار کوتاه سفارت  امریکا بوده است...جنگ ایران و عراق تقصیر دکتر بختیار و تیمسار اویسی بوده که  صدام را مجبور به حمله به ایران کردند و خمینی به عنوان رهبر انقلاب و بنی صدر به عنوان رییس جمهوری هر چه کوشیدند از روش دیپلماتیک قضیه را حل کنند صدام نپذیرفت  چون دکتر بختیار شدیدا صدام را زیر فشار گذاشته بود...اعدام ۱۵۰ نفر از ارتشیان پایگاه شاهرخی تقصیر خودشان بود که می خواستند کودتا کنند و همچنین خودشان را جلو تفنگ انداختند تا تیر به آنها بخورد...بنی صدر در لغو حکم اعدام زندانیان بسیار تلاش می کرد مثلا هنگامی که فهمید خانم فرخ روی پارسا را می خواهند اعدام کنند قاطعانه به قدوسی نوشت  که اعدام در زاد روز فاطمه زهرا  که روز زن است  صورت ندارد و آنها نیز یک روز دیگر او را اعدام کردند 

خدا این مرد شریف را عمر دهاد !  و زندگی اش مانند بقیه ملی-مذهبی ها بالای ۱۰۰ سال باد! چقدر زندگی و معصومیتش شبیه حضرت رضا است فقط در آخرین لحظه که می خواستند با سم شهیدش کنند به روش پیامبر اسلام به پاریس هجرت کرد! حیف که سنش از ۸۰ گذشته و نمی تواند بار دیگر در ایران کاره ای شود  

بنی صدر جنگ ایران و عراق را نیز به گردن دکتر بختیار انداخت




آقای بنی صدر که از آغاز انقلاب اسلامی تا هنگام هجرت پاریسی در پست های گوناگونی از جمله ریاست جمهوری  و عضویت در شورای انقلاب بوده است، برای تمام ندانم کاری ها و جنایاتی که در آنها دخیل بوده یک پاسخ ابتدایی دارد و هر کدام را به گردن کسی انداخته است . ایشان در آستانه سالگرد جنگ ایران و عراق در مصاحبه ای با خودنویس دکتر بختیار و انگلیسی ها را مشوق اصلی حمله صدام به ایران دانسته است . در اینکه اقتصاد انگلستان یک سال پیش از انقلاب بسیار خراب بوده و آنها به دنبال راه انداختن جنگ بوده اند هیچ شکی نیست وبرای همین در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی کوشیدند و جناب بنی صدر شما نیز یکی از کسانی هستید که در این پروژه  شکوهمند شریک هستید 
اما از اینکه ما ملت را ساده لوح گمان می کنید که باید بپذیریم دکتر بختیار به صدام گفت الان وقت حمله به ایران است و صدام هم گفت چشم ! برایتان متاسفم. دلایل حمله صدام به ایران؛ درو کردن افسران ایرانی توسط شورای انقلاب که شما نیز جزو آن بودید و ماجرای گروگانگیری دیپلمات های آمریکایی و تحریکات خمینی برای انجام یک انقلاب اسلامی در عراق بوده است. آقای دعایی سفیر وقت ایران در عراق شرح کاملی در شورای انقلاب داده که شما نیز در آن شورا حضور داشتید .  حال چه شده که شما ملاقات های شادروان بختیار را با جزییات کامل می دانید اما گزارش سفیر وقت ایران در شورای انقلاب را فراموش کرده اید؟ خلاصه ای از گزارش که در زیر آورده شده نشان می دهد که صدام مایل به جنگ نبوده و حاضر شده شخصا به ایران برود یا هیاتی بلند پایه به ایران بفرستد تا سوء تفاهمات بر طرف شود اما خمینی مرتب به سفیر ایران می گوید محلش نگذارید و صدام نیز از ترس سقوط رژیمش بدلیل دخالت های جمهوری اسلامی به ایران حمله می کند
بنی صدر به عنوان رییس جمهور وقت و عضو اصلی شورای انقلاب در جریان همه این حقایق بوده اما نه تنها اقدامی در جهت پایان یافتن دخالت های رژیم جمهوری اسلامی در عراق نکرده بلکه آنها را پنهان می کند و ناجوانمردانه آن را به گردن دکتر بختیار و دلاوران پایگاه شاهرخی می اندازد . بنی صدر همچنین به عنوان رییس جمهور وقت مسوول اعدام ۱۵۰ نفر از افسران پایگاه شاهرخی است که به جرم کودتای انجام نشده کشته شده اند

  


اعلامیه دکتر بختیار در محکوم کردن حمله عراق به ایران 

جواد خادم، یکی از عوامل اصلی قیام پایگاه شاهرخی (کودتای نوژه ) چندی پیش در گفتگو با خودنویس گفته بود  که آقای بختیار مخالف حمله به ایران بوده است. او در پاسخ به این سوال که  آیا آقای بختیار، حمله به ایران را از سوی عراق محکوم کردند؟ می‌گوید: «بله. بلافاصله، بلافاصله. اعلامیه دادند. این اعلامیه وجود دارد. اگر به آرشیو نهضت مقاومت ملی مراجعه کنید آنرا پیدا می‌کنید. من خوب به خاطر دارم که ایشان اعلامیه مفصلی دادند و محکوم کردند.» 



خاطره  مهدی بازرگان 

روزي در سال 1359 از شوراي انقلاب از من خواستند براي مشورت در مسئله مهمي در جلسه شورا شرکت ‏کنم . وقتي به جلسه رفتم ديدم اقاي دعائي سفير ايران در عراق نيز در جلسه حضور دارد. گفتند اقاي دعايي ‏گزارشي دارند. اقاي دعايي بيان کرد که در ماههاي اخير هر چند وقت يکبار و گاهي گاهي هرهفته مرا به ‏وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکي به دخالتها و کوشش ايران براي اخلال و اشفتگي در عراق ‏اعتراض مينمايند و من توضيح ميدهم که اين ها کار دولت ايران نيست و گروههاي خود سرند که دنبال قدرت ‏نمايي هستند و نظاير اين نوع استدلالها براي رفع اعتراض. اما هفته گذشته صدام حسين مرا احضار کرد و پس از ‏بيان اعتراض شديد به دخالتها و اخلالها گفت اين وضع براي من قابل تحمل نيست. شما برويد تهران و به اقاي ‏خميني بگوييد من اولين دولتي بودم که جمهوري اسلامي را به رسميت شناختم و اگر اجازه بدهند من (صدام) ‏خودم شخصا به ايران ميايم تا با مذاکره اختلافاتمان را حل کنيم اگر مايل نيستند با من مذاکره کنند من يک هيئت ‏عاليرتبه به ايران ميفرستم و يا دو لت ايران يک هيئت عالي براي مذاکره به عراق بفرستدتا اختلافات فيما بين حل ‏شود زيرا ادامه اين وضع براي من قابل تحمل نيست و من براي خاتمه دادن به اين وضع به ايران حمله نظامي ‏خواهم کرد. سپس اقاي دعائي تاکيد کرد که اين ادمي است که حمله خواهد کرد.‏

در دیدار با خمینی چه گذشت ؟

  " شورای انقلاب تصمیم میگیرد که اقای دعایی به اتفاق اقای مهندس بازرگان و اقای دکتر بهشتی برای بیان ماجرا ‏و تعین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند. در این دیدار ابتدا اقای دعایی شرح کامل ماجرا ونهایتا تهدید صدام را ‏بیان میکند رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند محلش نگذارید. سپس اقای مهندس بازرگان به استدلال میپردازد ‏که باید توجه کرد که امروزه موقعیت ما به علت اعمال تندی که شده ومواضع تندتری که اتخاذ گردیده است در ‏بین ملل جهان چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم کسی از ما حمایت نخواهد کرد بلکه از طرف مقابل ‏ما حمایت خواهند کرد. ازاین گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان عالی و درجات پائین تر و ‏اهانت های بسیاری که به ارتش و ارتشیان از افراد وگروههای مختلف شده ومیشود وضع بسیار نامناسبی دارد ‏وبکلی فاقد روحیه لازم است. از این گذشته تسلیحات نظامی ما عمدتا امریکایی است و با مشکلات میان دو کشور ‏دیگر دسترسی به لوازم یدکی مشکل و شاید غیر ممکن باشد. براینها باید اضافه کرد که جهان غرب و حتی کشور ‏های عربی محال است بگذارند ما پیروز شویم. بنا بر این باید از وقوع جنگ جلو گیری کنیم. رهبر انقلاب در ‏پاسخ میگویند گفتم محلش نگذارید. مجددا اقای دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند اما ایت الله خمینی تا سخن او ‏پایان گیرد تحمل نمیکنند واز جایشان برمیخیزند و برای بار سوم تکرار میکنند که گفتم محلش نگذارید و بطرف ‏در اندرونی حرکت میکنند . اقای دعایی که بسیار ناراحت شده بود میگوید اقا من به بغداد نخواهم رفت اقای ‏خمینی که نزدیک در اندرونی رسیده بودند پس از تامل کوتا هی رویشان را بطرف دعایی برگردانده ومیگویند ‏وظیفه شرعی ات می باشد که بروی وبدون اینکه منتظر پاسخ شوند به قسمت اندرونی وارد میشوند. به شورای ‏انقلاب برمیگردند و اقای دعایی بسیار ناراحت بوده در حالیکه گریه میکرده است میگوید به خدا قسم او (صدام) ‏حمله خواهد کرد. هیچ کس کاری نمیتواند بکند و مدتی بعد عراق به ایران غافلگیرانه حمله میکند.‏"